دريا در معني كلي، به آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد و به اقیانوس راه دارد اطلاق ميشود.
دریا، پهنه بزرگی از آب شور است که با اقیانوس یا به عبارتی به آبهای آزاد راه داشته باشد. واژۀ دریا همچنین به برخی از دریاچههای بزرگ نیز اطلاق شده است مانند دریای خزر و دریای مرده (بحرالمیت).
در گویش فارسی دری افغانستان و تاجیکستان و دیگر نقاط آسیای میانه واژه دریا به معنای رود بکار میرود. عمق دریاها مختلف و تغییر پذیر است و در بعضی نقاط بین 12،000 تا 15،000 متر میباشد.
ته دریاها مانند سطح زمین ناصاف و غیرمسطح است و در زیر آب درههایی موجود است شبیه به درههایی در کوههای بسیار مرتفع است و جزیرههای کوچک و کم وسعت نیز قلههای کوههای مرتفع زیر دریا هستند.

عنوان دریا معمولاً برای دریاچههای شور هم که فاقد مجرای خروجی طبیعیاند نیز استفاده میشود، مانند دریای خزر که دریاچهای بزرگ است و دریاچه گالیله که یک دریاچه کوچک با آب شیرین و مجرای خروجی طبیعی است.
دریای خزر، بزرگترین دریاچه جهان و خلیج فارس و دریای عمان مهمترین دریاهای ایران، هستند.
ارتباط دریایی ایران با سایر کشورها از این دریاها انجام میگیرد. طول سواحل خلیج فارس و دریای عمان که از طریق تنگه هرمز به یکدیگر متصل میشوند 2530 کیلومتر است.
تعداد دریاچههای ایران به دلیل وضعیت خاص تکتونیک آن تقریباً زیاد است. برخی از آنها دائمی و بعضی از آنها در بیشتر روزهای سال خشک و بیآب هستند.
از دریاچههای مهم دائمی میتوان به خزر، ارومیه، بختگان، جازموریان، پریشان، مهارلو، زیریوار و هامون اشاره کرد.
باران سبز یک سالگی ات مبارک...











انرژی هسته ای کاربرداری زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته ای به تمامی انرژی های دیگر قابل تبدیل است ولی هیچ انرژی به انرژی هسته ای تبدیل نمی شود .موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته ای در زیر آورده می شود .
نیروگاه هسته ای:
نیروگاه هسته ای (Nuclear Power Station) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته ای اساساً گرما تولید می کند از گرمای تولید شده رآکتور های هسته ای برای تولید بخار استفاده می شود از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربین ها و ژنراتور ها که نهایتاً برای تولید برق استفاده می شود .

پیل برق هسته ای Nuelear Electric battery:
پیل هسته ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است ساده ترین پیل ها شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترون های سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون ها اضافی را از نیم هادی جدا میکند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می باشد .
کاربردهای پزشکی:
در پزشکی تشعشعات هسته ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:
• رادیو گرافی
• گامااسکن
• استرلیزه کردن هسته ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو های هسته ای
• رادیو بیولوژی
کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری :
تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد.
کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :
تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.
کاربردهای کشاورزی:
تشعشعات هسته ای کاربرد های زیادی در کشاورزی دارد که مهم ترین آنها عبارتست از:
• موتاسیون هسته ای ژن ها در کشاورزی
• کنترل حشرات با تشعشعات هسته ای
• جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما
• انبار کردن میوه ها
• دیرینه شناسی, باستان شناسی و صخره شناسی که عمر یابی صخره ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.
کاربردهای صنعتی:
در صنعت کاربردها ی زیادی دارد از جمله مهمترین آنها عبارتند از:
• نشت یابی با اشعه
• دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)
• سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار
• سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات
• چگالی سنج موادمعدنی با اشعه
• کشف عناصر نایاب در معادن
تکنیکهای هسته ای بر کشف مینهای ضد نفر نیز کاربرد دارد. بنابرین ، دانش هسته ای با این قدرت و وسعتی که دارد، هر روز بر دامنه استفاده از فناوری هسته ای و بویژه انرژی هسته ای افزوده می شود. کاربرد انرژی در بخشهای مختلف به گونه ای است که اگر کشوری فناوری هسته ای را نهادینه نماید، در بسیاری از حوزههای علمی و صنعتی ، ارتقای پیدا می کند و مسیر توسعه را با سرعت طی می نماید.
انرژی هسته ای در پزشکی هسته ای و امور بهداشتی:
در کشورهای پیشرفته صنعتی ، از انرژی هسته ای به صورت گسترده در پزشکی استفاده می گردد. با توجه به شیوع برخی از بیماریها از جمله سرطان ، ضرورت تقویت طب هسته ای در کشورهای در حال توسعه ، هر روز بیشتر می شود. موارد زیر از مصادیق تکنیکهای هسته ای در علم پزشکی است:
تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای
تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها
تهیه و تولید کیتهای هورمونی
تشخیص و درمان سرطان پروستات
تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه
تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی
تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی
موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی و ...
کاربرد انرژی هسته ای در تولید برق :
یکی از مهم ترین موارد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی است. با توم به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق را امری ضروری و لازم می دانند و ساخت چند نیروگاه اتمی را دنبال مینماید.
ایران هر ساله حدودا به هفت هزار مگاوات برق در سال نیاز دارد. نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات برق را در صورت راه اندازی تامین می نماید. و احداث نیروگاههای دیگر برای رفع این نیازی ضروری است. برای تولید میزان برق حدود 190 میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود. که در صورت تامین از طریق انرژی هسته ای سالیانه 5 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.
برتری انرژی هسته ای بر سایر انرژیها:
علاوه بر صرفه اقتصادی دلایل زیر استفاده از انرژی هسته ای را ضروری مینماید. منابع فسیلی محدود بوده و متعلق به نسلهای آتی میباشد. استفاده از نفت خام در صنایع تبدیل پتروشیمی ارزش بیشتری دارد. تولید برق از طریق نیروگاه اتمی ، آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد. تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد.
منبع: سایت مهندسي هستهاي و پرتوپزشكي
پلاستيكهاي معمولي از منابع غيرقابل بازيافت مانند روغن، زغالسنگ و گازهاي طبيعي توليد ميشوند، در حالي كه پلاستيكهاي قابل تجزيه ساخته شده از مواد گياهي نيز سالهاست به بازار آمده ولي البته به دليل قيمت بالا هرگز جايگزيني براي پلاستيكهاي غيرقابل بازيافت در صنعت كامپيوتر محسوب نشدهاند.طبق اطلاعات بهدست آمده، هماكنون لپتاپهاي قابل بازيافت فوجيتسو كه Life Book نام دارد، فقط در بازار ژاپن عرضه شدهاند.پلاستيكهاي توليدشده از مواد گياهي قيمت بالايي دارند، اما 15درصد كمتر از پلاستيكهاي معمولي تبديل به كربن ميشوند. بهطور كلي در غلات مقدار زيادي پليمر طبيعي يافت ميشود كه با پردازش، قابل تبديل به پلاستيك طبيعي است.

البته پلاستيك بهدست آمده در آب حل ميشود كه با تغيير نوع پليمر اين مشكل نيز رفع خواهد شد.
بهعنوان مثال گندم يا سيبزميني پس از برداشت طي تغييرات ارگانيك، اسيد لاكتيك توليد ميكنند و تركيبات اسيدلاكتيك، زنجيرههاي پليمري را تشكيل ميدهند كه در پايان به توليد پلاستيكي به نام پليلاكتايد (PLA براي مصارف صنعتي از سال 1990 آغاز شد اما بهدليل قيمت بالا مورد استقبال قرار نگرفت.
فوجيتسو پلاستيكهاي قابل بازيافت را پيشتر در گوشيهاي تلفنهمراه نيز به كار گرفته بود.
دستگاههاي ساخته شده از پلاستيك قابل بازيافت طي چند ماه در محيط تجزيه ميشوند، در حالي كه چرخه بازگشت پلاستيكهاي معمولي به طبيعت چندين دهه طول ميكشد. مسوولان شركت فوجيتسو هنوز جزييات و قيمت لپتاپ را اعلام نكردهاند.
پوشش گياهي: انجير ,بادام كوهي ,انار ,عناب , شيپوري ,بيد , خارشتر,درمنه , اسپند,گل جاليز, شنگ ,انواع گرامينه, كلاغك , گل مريم ,سلين ,انواع گون , گل گندم ,علف شوره , علف مار ,ريواس ,اسپرس , چوبك .
پستانداران : كل و بز و قوچ و ميش , آهو, خرگوش , پلنگ ,گرگ , كفتار , يوزپلنگ, روباه , شغال , تشي وگربه وحشي.
پرندگان :كبك ,تيهو, باقرقره , كلاغ سياه ,چكاوك ,كاكلي ,دم جنبانك, زاغ نوك سرخ, زاغي,گنجشك سانان و عقابها .
خزندگان : مارجعفري,افعي شاخدار,مارقيطاني ,مار پلنگي ,مارمولك ,لاك پشت .
كوه كلاه قاضي chakad.net
كوه كلاه قاضي قسمتي از رشته كوه ماهدشت مي باشد . بلندترين قله اين كوه به ارتفاع 2534 مترميباشدكه درجنوب خاوري اصفهان واقع وشكلي شبيه كلاه قاضيان درادوار گذشته دارد. كوه كلاه قاضي از مناطق حفاظت شده شكار ممنوع و پناهگاه حيات وحش مي باشد و داراي پاسگاههاي مختلف شكارباني است و چشمه هاي زيادي در دامنه هاي اين كوه وجود دارد كه گله هاي حفاظت شده بز و پازن از آن استفاده مي كنند. اين كوه را معمولأ از گردنه أي موسوم به گردنه لاشتر در فاصله حدود 30 كيلومتري اصفهان در جاده اصفهان به شهرضا صعودمي كنند. اين كوهستان داراي دره هاي متعدد شمالي و جنوبي است و وجه تسميه آن شكل كاملأ مشخصي است كه قله آن دارد و از شهر اصفهان به شكل كلاه قاضيان قديم ديده مي شود.
كوه كلاه قاضي داراي ديواره هاي بلند با سنگهاي مناسب جهت صخره نوردي مي باشد به همين دليل مورد توجه صخره نوردان قرار گرفته و مسيرهاي گوناگوني در آن گشايش شده است.
در دره اي به نام دره شاهين كه در قسمت جنوب خاوري كوه واقع شده گروه كوهنوردي چكاد كوهستان اصفهان به همت ساير علاقه مندان در صدد ايجاد محلي با مسيرهاي متنوع آموزشي مي باشد كه تا پایان سال 1381 هیجده مسير مختلف در آن باز گرديده است.
پارك ملي كلاه قاضي
منطقه كلاه قاضي به موجب شرايط خاص از ديرباز زيستگاه وحوش بوده و داراي قدمت تاريخي زيادي است. چنانكه در تاريخ آمده است از زمان شاه عباس صفوي و بعد از آن به خصوص در دوره قاجاريه اين كوهها از شكارگاههاي مخصوص اين سلاطين محسوب ميشده است. در اواخر قرن نوزدهم ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدين شاه كه سالهاي متمادي حاكم اصفهان بوده در كتاب خود از كلاه قاضي و شاهكوه به عنوان شكارگاههاي غني و زيبا ياد كرده است. وجود اكوسيستم خوب و زيستگاههاي قابل توجه باعث گرديد كه در سال 1346 شورايعالي شكارباني و نظارت بر صيد طي مصوبهاي ارتفاعات كلاه قاضي را به نام منطفه حفاظت شده كلاه قاضي قرق اعلام نمود.

اين منطقه به دليل دارا بودن تنوع بوم شناختي، حفاظت از تنوع زيستي، حفاظت از منابع ژنتيكي و بقاي تعادل طبيعي همچنين كاهش ناهنجاريهاي حاصل از فعاليت صنايع و عوارض جمعيتي، برخورداري از چشم اندازهاي زيباي نواحي كوهستاني و تپه ماهوري، وجود انواع گياهان و گونههاي متعدد حيات وحش جانوري و استفادههاي علمي، پژوهشي، اقتصادي و گردشگري داراي ارزش وجودي پارك ملي بوده است. از اين رو پس از فراز و نشيبهاي بسيار نهايتاُ در سال 1374 با پيگريهاي مستمر و وجود كمترين تعارضات يعني نداشتن هرگونه عرصه و اعياني تحت تملك اشخاص حقيقي و حقوقي و حل مسأله دامداران توسط نهادهاي عضو شوراي كشاورزي استان با اعتبارات پيش بيني شده در جهت اسكان عشاير از طريق اداره كل امور عشاير استان اصفهان و تأييد مسؤولين استان طي مصوبه شماره 6/7/74 شورايعالي محيط زيست به عنوان پارك ملي معرفي گرديد.
موقعيت جغرافيايي: پارك مليكلاه قاضي با مساحتي در حدود 50 هزار هكتار در منطقه جنوب شرقي اصفهان واقع شده است و جاده آسفالته اصفهان ـ شيراز از كناره شمالي و غربي آن ميگذرد. نزديكترين گوشه پارك كه گوشه شمال غرب آن است در حدود 36 كيلومتري شهر اصفهان قرار دارد. در اين منطقه رشته كوههايي به موازات هم وجود دارند كه جهت آنها شمال غربي به جنوب شرقي است. اين پارك شامل رشته كوه شيدان در رشته كوه كلاه قاضي ميباشد كه اين كوه نام خود را از دو ارتفاع سنگي گرفته كه هر دو از دو طرف با شيبهاي تند كه به دشت ختم ميشود و به صورت دو برج سنگي برافراشتهاند.
پوشش گياهي: پارك ملي كلاه قاضي كه يك منطقه صخرهاي ميباشد، علاوه بر پوشش گياهي علفي، گونه هاي درخت و درختچه دارد كه اين گو نهها در نقاط مختلف درهها و كوهپايه ها ميرويند و از نظر طراوت و سرسبزي جلوه خاصي به منطقه دادهاند. انواع مختلفي از گياهان بوته اي از جمله درمنه، گل گندم، شقايق وحشي، آويشن، لاله وحشي، اسپند، خارشتر و درختان و درختچهها مانند تنگرس، بادام كوهي، انجير و بنه در اين پارك ميرويند. همچنين تعدادي از گياهان دارويي از جمله چوبك، قدومه، هميشه بهار، ريواس، خاكشير، گل گاوزبان، شنگ، كاسني سمي و … در اين پارك ميرويند.
پارك ملي كلاه قاضي زيستگاه گونههاي مختلفي از پستانداران، پرندگان و خزندگان ميباشد كه برخي از آنها بسيار با ارزش ميباشند و تعدادي نيز در معرض خطر انقراض بوده و تحت حفاظت و حمايت شديد ميباشند.
از جمله پستانداران موجود در اين پارك ميتوان به موارد ذيل اشاره كرد:
كل و بز وحشي قوچ و ميش وحشي، آهو، پلنگ، گرگ، روباه معمولي، كفتار، شغال، خرگوش، تشي، دوپا، جرد و انواع موش.
بيش از 40 گونه پرنده در اين پارك شناسايي شده كه برخي از آنها بومي و برخي مهاجر بهاره و تابستانه يا مهاجر زمستانه ميباشند و تعدادي نيز عبوري ديده ميشوند. از مهمترين گونه هاي پرندگان ميتوان به عقاب طلايي، شاهين، سارگپه، كبك، تيهو، پرستو، چكچك، كمركلي، كبوتر چاهي و باقرقره اشاره كرد.
از گونه هاي خزندگان ميتوان لاكپشت مهميزدار، بزمجه بياباني، انواع آگاما، مار و افعي را نام برد.
در حال حاضر خريد يک کامپيوتر شخصي بسيار ارزان تر از ارتقاء دادن کامپيوتر قبلي است. حال بر سر کامپيوتر قبلي چه خواهد آمد؟ ضايعات الکترونيکي که برخي از افراد آن را به جنبه سياه دنيای جديد ديجيتالي تشبيه کرده اند مشکلات زيادی را برای محيط زيست ما به وجود آورده است. در اين مقاله سعي کرده ايم به مسائل و مشکلات ضايعات الکترونيکي بپردازيم.
زباله (Trash):
هر آنجه به علت غير قابل مصرف بودن دور ريخته مي شود.
ضايعه (Waste):
ضايعه شامل مواد جامد، مايع، و گاز غير مطلوب پس از تكميل يك فرايند مي باشد. ضايعات ميتوانند به صورت منابع بالقوه اي در اكولوژي صنعتي نگريسته شوند. آنچه در اين مقاله مورد بحث است همان ضايعات جامدي است كه مربوط به اجزاء رايانه مي شود و طبق فرايندي دوباره قابل استفاده است.
ضايعات الكترونيكي (E-waste):
صنعت الكترونيك از رشد بالا و سريعي برخوردار بوده است. همراه با اين رشد، محصولات منسوخ شده و قديمي صنعت رو ز به روز افزايش پيدا مي كند؛ ضايعات الكترونيكي اكنون بيشترين رشد را در دنياي صنعت امروز داراست و بيشتر كشورهاي صنعتي گريبان گر اين مساله هستند. اكنون بيشتر دولت ها به فكر بازيافت اين محصولات به صورت جامد هستند. بخشي از زباله صنعتي، طيف وسيعي از وسايل الكترونيكي مثل فريزر، وسايل تهويه مطبوع، تلفن هاي دستي، ضبط صوت هاي شخصي و كليه وسايل الكتريكي مصرفي تا رايانه را شامل مي شود.

انواع ضايعات الكترونيكي در رايانه:
1. تجهيزات فناوري اطلاعات
2. تجهيزات سرگرم كننده
3. تجهيزات ارتباط از راه دور
4. وسايل سمعي و بصري مانند ديسك فشرده،
5. اواع مختلف پرينتر ها و تجهيزات آنها مانند كاتريج
6. مدارهاي الكترونيكي پرينتر ها
7. باتري ها
ضايعات الكترونيكي مشكلي بحراني است:
1. ضايعات الكترونيكي مخاطره انگيز است. ضايعات الكترونيكي شامل 1000 نوع ماده مختلف است كه خيلي از آن ها سمي است و ممكن است آلودگي هاي جديدي ايجاد كند.
2.مواد الكترونيكي به علت پيشرفت سريع در تكنولوژي كارايي مطلوب خود را از دست مي دهد و بيش از ساير مواد توليدي، ايجاد ضايعه مي كند.
- در آمريكا بيش از ساير كشورها از رايانه شخصي استفاده مي شود. بيش از 50% خانواده ها داراي رايانه شخصي هستند
- تا سال 2005 به ازاي وارد شدن هر رايانه جديدي به بازار، يك رايانه از رده خارج ميشود
- در آمريكا بيش از ساير كشورها از رايانه شخصي استفاده مي شود(50 درصد)
- تنها در كاليفرنيا بيش از 2 بيليون دلار خرج بازيافت اين مواد درعرض 5 سال آينده خواهد شد.
- در سال 1998 بيش از 20 ميليون رايانه در آمريكا از رده خارج شد كه معادلي 5 تا 7 ميليون تن وزن داشت و 3% تا 5% در سال به آن اضافه مي شود. در سال، 5% مواد جامد بازيافتي را تشكيل مي دهد.
ضايعات الكترونيكي در هند:
هند امروز حدود ۳۸/۱ ميليون رايانه خارج از رده دارد و توليدكنندگان آن سالانه ۱۰۵۰ تن زباله الكترونيكي به آن اضافه مي كنند. اين تعداد نسبت به ۲۰ ميليون رايانه خارج از رده آمريكا اندك است، اما يك «روند رو به رشد» را نشان مي دهد. اين مسأله با ورود زباله هاي الكترونيكي از سنگاپور و كره جنوبي پيچيده تر گرديده است. كارشناسان محيط زيست در هند هشدار داده اند كه حتي به كارگيري روش هاي اوليه و مقدماتي براي بازيافت ضايعات الكترونيكي براي سلامت انسان و محيط زيست بسيار خطرناك است و بنابراين بايد به صورت جدي از واردات زباله ها و پسماند رايانه ها به هند جلوگيري شود. قسمت هاي رايانه - شامل نمايشگر (مانيتور)، چاپگر، صفحه كليد، واحد مركزي پردازش و به حركت آورنده فلاپي - داراي فلزات قيمتي مانند طلا، نقره و پلاتين است. البته حاوي مواد خطرناك مانند سرب، كادميوم و جيوه نيز مي باشد و تجزيه و بازيافت اين مواد براي سلامتي انسان زيان آور است.
ضايعات الكترونيكي در ايران:
به گفته يكي از كارشناسان محيط زيست در سازمان محيط زيست ايران، هنوز هيچ برنامه اي در زمينه بازيافت مواد الكترونيكي بويژه مواد سمي موجود در اجزاء سخت افزار رايانهها وجود ندارد. به گفته اين كارشناس اگر چه مواد سمي در رايانهها وجود دارد ولي بازيافت آن ها به مراتب گران تر از دور انداختن آن هاست و در نتيجه هنوز پيش بيني هاي لازم در اين زمينه اتخاذ نشده است.
ضايعات الكترونيكي از كجا مي آيند؟
در امور كوچك و شخصي: امروزه به علت افزايش تكنولوژي، وجود نرم افزارهاي كاربردي جديد،... معمولا هر 18 ماه يكبار رايانهها را ارتقاء داده و هر رايانه بيش از چهار لي پنج سال عمر مفيد ندارد. توسط مراكز بزرگتر: مثل شركت ميكروسافت كه داراي 50000 كارمند در سراسر جهان است و هر سه سال يكبار، رايانه جديد براي اعضا تهيه مي كند. چه بعضي از آنها بيش يك رايانه در اختيار دارند.
ضايعات الكترونيكي كجا مي روند؟
1. در سال 1997 بيش از 3/2 ميليون ضايعات الكترونيكي در آمريكا سوزانده و يا در زمين دفن شدند. به نظر مي رسد كه بيشتر ضايعات الكترونيكي، خانگي يا مربوط به سازمانهاي كوچك است كه به جاي عمليات بازيافت، آن ها را مي سوزانند؛
2. بعضي از رايانهها استفاده دوباره مي شوند. يعني وقتي كه استفاده كننده شخصي آن را از رده خارج مي كند، توسط افراد ديگر مورد استفاده قرار مي گيرد كه البته ميزان آن سه درصد است. اين ها به مدارس و يا شركت هايي كه سود چنداني ندارند فرستاده مي شوند. بعضي از مغازه ها آن را به قيمت كمتري مي خرند، تعمير مي كنند و دوباره براي سوده دهي به قيمت پايين مي فروشند؛
3. بازيافت هاي خانگي: بازيافت مواد خيلي بهتر از خاكستر كردن آن ها است. در سال 1998، 11% رايانهها بازيافت مي شد و هر ساله 18% به آن اضافه مي شود و به نظر مي رسد كه 12.75 ميليون رايانه (شامل مانيتور و صفحه كليد) در سال 2002 بازيافت شود. معمولا براي بازيافت هر قطعه از رايانه 10 تا 30$ خرج مي شود، چه بعضي از قطعات رايانه بسيار ارزانتر از بازيافت آن است و طبيعتا افراد ميلي براي بازيافت آن پيدا نمي كنند؛
4. زندان ها: در بعضي از زندان هاي آمريكا حدود 50000 نفر مشغول به بازيافت ضايعات الكترونيكي هستند و 350 شغل جديد در زندان ها پديد آمده است. البته مطابق با استاندارد [5]OSHA اين كار درست نيست چرا كه سلامت زندانيان را به مخاطره مي اندازد.
خطرات موجود در ضايعات الكترونيكي:
با وجود اينكه ضايعات الكترونيكي حاوي موادي سمي هستند، افراد كمي با اين موضوع آشنا هستند؛ موادي مانند: سرب و كادميويم كه در ساخت صفحه مدارات، اكسيد سرب و كادميوم در monitor cathode ray tubes)CRTs)، جيوه در صفحات مانيتور هاي صفحه تخت ، كادميوم در باتري هاي رايانه ، پلاستيك هاي كه در كيس هاي رايانه استفاده مي شود، كابل هاي معمولي و كابل هاي حاوي پلي وينيل كلورايد كه در هنگام سوختن (جهت آزاد سازي مس از درون سيم ها) اكسيدهاي سمي آزاد مي سازند.
به علت وجود اين گونه خطرات، بازيافت مواد الكترونيكي علاوهبر پيگردهاي قانوني، داراي مشكلات محيط زيستي خواهد بود. به همين علت با سوزاندن و يا دفن كردن ضايعات رايانهاي مشكلات اساسي از طريق ايجاد آلودگي هاي محيط زيستي به وجود خواهد آمد. دفن ضايعات باعث مي شود مواد سمي به درون آب هاي جاري و زيرزميني آزاد شوند؛ همچنين سوزاندن اين مواد باعث ورود مواد سمي و اكسيدها به درون هوا مي شود. به همين علت بازيافت رايانه ها خطرات جدي از جنبه هاي محيط زيستي و شغلي، در برخواهند داشت. به خصوص زماني كه صنعت بازيافت به علت سود دهي كم آن، مقررات مرتبط با مسائل ايمني كاركنان را رعايت نمي كنند.
علم دامپزشکي عليرغم تصور عامه در دنياي کنوني مرتفع کننده بسياري از مشکلات است. برخي از دانشمندان اين رشته، دامپزشکي را علم شناخت بيماري هاي دامي اعم از بيماري هاي مشترک بين انسان و حيوان يا بيماري هاي خاص دام، پيشگيري از بيماري ها و همچنين علم تغذيه انسان و دام مي دانند. اما بايد گفت وظايف دامپزشک و نقش برجسته اين حرفه زماني در زندگي امروز رنگ جدي تري به خود مي گيرد که بتوان حوزه عملکرد آن را در حفظ و حراست بهداشت دام ها مورد بررسي قرار داد. دامپزشک با تامين بهداشت و مبارزه با عوامل تهديد کننده حيات دام، طيور، آبزيان و حشرات مفيد، ضمن انجام اقدامات بهداشتي لازم براي افزايش طول عمر آنها، با تامين سلامتي اين دسته از موجودات کمک مي کند که بازدهي توليدي و خدماتي آنها بيشتر بشود. يک دامپزشک وظيفه مبارزه با بيش از 400 بيماري مشترک بين انسان و حيوان را نيز دارد. بيماري هايي که به صورت مستقيم و غير مستقيم به انسان منتقل شده و حيات او را به مخاطره مي اندازد. دامپزشکان همچنين در حفظ محيط زيست نقش بسزايي دارند چرا که به مبارزه با بيماري هاي مشترک بين انسان و حيوان مي پردازند. امروز روز دامپزشکي نام نهاده شده است و در اين مطلب تلاش شده به دانستني هايي درباره حيوانات بپردازيم تا بيشتر با آنها آشنا شويم. زندگي طبيعي موجودات مختلف با هم متفاوت است. اين تفاوت در حيوانات گاهي به حدي است که از دانستن آنها شگفت زده مي شويم. آنچه مي خوانيد برخي از ويژگي هاي عجيب و غريب حيوانات است:
- زالو يک بار 2 تا 3 سانتيمتر مکعب خون مي مکد و بعد از آن يک سال تمام چيزي نمي خورد.
- شاخ کرگدن گرچه شبيه استخوان است اما در واقع توده اي از موهايي است که محکم درهم تنيده شده اند.
- زماني که گورخرها گله اي کنار هم مي ايستند با خط هاي بدنشان در همديگر ادغام مي شوند و اين موضوع حيوانات درنده را براي شکار آنها گمراه مي کند.
- اسب هاي آبي مي توانند مسافت کوتاهي را با سرعتي برابر 30 کيلومتر در ساعت بدوند; درحالي که حدود 3 تن وزن دارند.
- جانوري موسوم به «راکون» قبل از صرف غذا بايد ابتدا غذايش را با آب بشويد.
- يک زنبور ناگزير است دو ميليون دفعه روي گل ها بنشيند تا بتواند يک ليوان عسل توليد کند.
- مار ناشنواست و محيط اطراف خود را با ارتعاشات دريافتي از زمين درک مي کند.
- بعضي از جانوران هنگام خواب علاوه بر چشم، گوش هاي خود را نيز مي بندند تا صدا کمتر مزاحم خواب آنان شود.
- يک فيل قادر است پنج تن بار را به آساني حمل کند.
- فيل در يک شبانه روز فقط 3 ساعت و نيم مي خوابد.
- فقط پشه ماده نيش مي زند و از پروتئين خون مکيده شده براي تخم گذاري استفاده مي کند.
- بزرگ ترين نهنگ جهان به نام نهنگ آبي رنگ که 33 متر طول و 180 تن وزن دارد، چند سال پيش در آب هاي خليج فارس مشاهده شد.
-7 1/ ميليون نوع مختلف پرنده در جهان کشف شده است.
- خرچنگ هاي ماده پس از جفتگيري، زوج خود را مي کشند و مي خورند.
- نژاد خاصي از خفاش ها به نام هومل، کوچک ترين پستاندار روي زمين به شمار مي آيد که وزن آن بيشتر از 2 گرم نيست.
- تندروترين جانور روي زمين چيتا يا همان يوزپلنگ است که در دشت هاي آفريقا يا جنوب آسيا از جمله ايران زندگي مي کند. گفته مي شود اين جانور مي تواند بيش از 500 متر را طي 15 ثانيه بپيمايد و طي کند. به عبارت ديگر، سرعت چيتا حدود 120 کليومتر در ساعت است.
- پلنگ مي تواند با سرعت 110 کيلومتر در ساعت بدود و اين سرعت را تا 800 متر حفظ کند.
- فيل ها قدرت بينايي ضعيفي دارند; به طوري که شب ها بچه خود را با کفتار اشتباه مي گيرند.
- دوران بارداري فيل 21 ماه است.
- مغز فيل يک هزارم وزن بدن اوست.
- فيل از گوش هايش به عنوان تهويه هوا نيز استفاده مي کند. او دماي بدنش را توسط گوش هايش متعادل نگه مي دارد، چون سطح بزرگي دارد که حيوان مي تواند از طريق آن حرارت بدنش را کاهش دهد.
- دولفين ها و فيل ها فقط 2 ساعت در شبانه روز مي خوابند.
- چشمان موش کور به کوچکي انتهاي سوزن ته گرد است و فقط تاريک و روشن را تشخيص مي دهد.
- فقط قورباغه هاي نر قور قور مي کنند.
- در آفريقاي جنوبي، اسب آبي در مقايسه با ديگر حيوانات باعث بيشترين تلفات جاني در بين انسان ها مي شود.
- کنه که حشره اي ريز است مي تواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
- زرافه مي تواند با سرعت 57 کيلومتر در ساعت بدود.
- يک سوسک، بدون سر مي تواند 9 روز زنده بماند، قبل از اينکه از گرسنگي بميرد.
- چشم شترمرغ بزرگ تر از مغزش است.
- تخم شترمرغ 1/5 کيلو وزن دارد.
- قوه چشايي پروانه ها در پاهاي آنان تعبيه شده است.
- هر چه از استوا به سمت قطب پيش مي رويم، اندازه موجوداتي مثل پنگوئن ، روباه و وال بزرگ تر مي شود.
- گاو نر کور رنگ است و تنها در برابر حرکات شنلي که گاو باز در مقابل چشمانش تکان مي دهد به خشم مي آيد و ديگر فرقي نمي کند شنل چه رنگي باشد.
- وزن کل موريانه هاي جهان ده برابر وزن کل انسان هاست.
- ادرار موش زير اشعه ماورابنفش مي درخشد و همين باعث مي شود که بازها بتوانند آنها را شکار کنند.
- کانگوروها نمي توانند به سمت عقب راه بروند.
- مارها و ببرهاي استراليايي که چشم هايشان توسط پرندگان کور شده اند، به راحتي مي توانند به زندگي خود ادامه دهند.
- ببر مي تواند بزرگ تر از شير باشد يک ببر بالغ مي تواند تا 3 متر طول و بيش از 300 کيلو وزن داشته باشد. در مقابل شير مي تواند تا 2/5 متر طول و تا 250 کيلو وزن داشته باشد.
- يکي از سمي ترين حيوانات دنيا نوعي عروس دريايي است که سم آن در کمتر از دو دقيقه قرباني خود را مي کشد.
- فقط 30 درصد از مارهاي دنيا سمي هستند.
- عقرب ها تنها موجوداتي هستند که اشعه راديو اکتيويته تاثيري برآنها ندارد و جالب تر اينکه عقرب ها دو دشمن دارند يکي از آنها نوعي سار است و ديگري مگس.
- مار «آناکوندا» تنها نمونه افعي است که بچه مي زايد.
- ملکه موريانه پنجاه بار بزرگ تر از جفت خود است.
- نوعي ماهي وجود دارد که با کمک باله هايش به سطح آب مي آيد و يک و نيم دقيقه در هوا پرواز و طعمه خود را شکار مي کند.
- اسب ماده 30 دندان و اسب نر 36 دندان دارد.
- حس بويايي مورچه با حس بويايي سگ برابري مي کند.
- 8800 نژاد مختلف مورچه در جهان وجود دارد و تعداد تمام مورچه هاي جهان به يک ميليون ميليارد مي رسد.
-دانشمندان از بزاق نوعي خفاش خون آشام، دارويي ساخته اند که جلوي سکته مغزي را مي گيرد.
- در صورت نبودن غذا، تمساح قوي، همنوع ضعيف تر خود را مي خورد.
- تمساح نمي تواند زبانش را بيرون بياورد.
- دندان هاي تمساح در همه سنين عمر دوباره درمي آيد.
- طول بدن تمساح به 5 متر و وزن آن به بيش از 520 کيلوگرم هم مي رسد. تمساح ها به راحتي در آب شنا مي کنند و با بستن پرده گوش و بيني شان مي توانند بيش از يک ساعت نفس خود را در سينه حبس کنند و زير آب بمانند.
- کوچک ترين سگ جهان، دارکيده پيترزبورگ با 600 گرم وزن است.
- پنگوئن نر در طول دو ماه محافظت از تنها تخم پنگوئن ماده، چيزي نمي خورد و چهل درصد وزن خود را از دست دهد.
- پنگوئن نر مي تواند ماهي را در معده خود بيش از يک هفته بدون اينکه هضم کند نگهدارد و هر زمان لازم شد مقداري از آن را بالا بياورد و به بچه خود بدهد.
- قلب گنجشک 100 بار در دقيقه مي زند.
- مار مي تواند تا نيم ساعت بعد از قطع شدن سرش نيش بزند.
- بزرگ ترين مار جهان 8 متر طول و 125 کيلوگرم وزن دارد.
- قدرت بينايي جغد 82 برابر انسان است.
- حداکثر سرعت لاک پشت هاي غول پيکر 4/5 متر در دقيقه است که خرگوش اين فاصله را در کمتر از نيم ثانيه مي پيمايد.
- بزرگ ترين جانور بي مهره، ماهي مرکب غول پيکر است که بلندي اش مي تواند تا حدود 15 متر برسد.
- شامپانزه، اورانگوتان، گوريل، ميمون، سگ، گربه، راکون، خوک، فيل و اسب جزو باهوش ترين حيوانات هستند.
- وزن مغز گوريل 600 گرم است.
- سگ ها دنيا را بي رنگ و مات مي بينند، آنها نزديک بين هستند و تنها سايه هاي خاکستري رنگ را تشخيص مي دهند.
- ماهي قزل آلا يکي از بهترين و معروف ترين ماهي هاي پرورشي آب هاي شيرين است و نوع رنگين کمان آن نخستين بار از آمريکا به نقاط ديگر برده شد.
- ضربان قلب مرغ مگس خوار 1000 مرتبه در دقيقه است.
- حيواناتي چون سگ و گربه تنها از طريق نفس زدن تندتند به دفع گرماي بدن خود مي پردازند و به اين علت است که سگ در هواي گرم دهان خود را باز مي کند و له له مي زند، تا به اين ترتيب از حرارت بدن خود بکاهد.
- بعضي از پرندگان چنان درجه حرارت بدنشان بالاست که مجبورند براي حفظ اين گرما، غذاي زيادي بخورند، به طوري که اگر شما بخواهيد به اندازه اين نوع پرندگان غذا بخوريد بايد در هر وعده غذا حداقل 10 کيلو غذا ميل کنيد.
منبع :سایت روزنامه ابتکار
مهمترين دليل مرگ و مير بالاي ماهيان قرمز عدم آشنايي مردم با نحوه نگهداري و مراقبت از ماهي قرمز است.
بر خلاف آنچه که تصور ميشود بسياري از مردم کشورمان اطلاعاتشان در مورد اين حيوان بسيار مختصر است و بعضاً داراي اطلاعاتي غلط هستند.
ماهي قرمز نسبت به ديگر ماهيان آکواريومي مقاومت بالايي دارد و درصورت رعايت نکاتي ساده و آسان ميتواند سالهاي زيادي عمر کند و اينكه اين ماهيها نازك نارنجي و مردني به حساب ميآيند ناشي از اين است كه مردم روش نگهداري آنها را نميدانند. آشنايي با بيماريهاي اين گونه ماهيها و روشهاي پيشگيري و بعضا درمان آنها ميتواند مفيد باشد.
بيماريها سبب بروز رفتار غير طبيعي در ماهي و همچنين تغيير شكل بدن ماهي ميشوند. برخي از عفونتهاي ناشي از وجود باكتري، قارچ و پروتوزوئرها سبب مرگ و مير در مقياس بالا در ماهيان ميشوند.
در بسياري مواقع فاکتورهاي حياتي آب و تغييرات ايجاد شده در آن بهطور عمدي يا سهوي موجب بروز بيماري در ماهيهاست؛گرچه غذا ي مورد استفاده در تغذيه ماهي نيز يکي از عوامل ايجاد بيماري است. ايجاد بيماري و بروز برخي تغييرات در رفتار ماهي در اثر بروز بيماري بسيار مشهود است و توجه به آنها ميتواند از مرگ ماهي و يا سرايت بيماري به ديگر ماهيان جلوگيري كند.
کنترل دقيق محيط زيست ماهي ودقت در برخي رفتارهاي ماهي نظير آمدن ماهي به سطح آب، شناي غيرطبيعي، تنفس سخت، تنفس سريع باز و بسته کردن مکرر دهان و سرپوش آبششي به دفعات زياد، عكس العمل نشان ندادن نسبت به محرك خارجي، شنا در سطوح پايين، قرار گرفتن ماهي در كف آب و باقي ماندن بدون تحرک در آنجا، پرش به ديواره و واردآوردن ضربه به اشياي داخل ظروف نگهداري ماهي، حرکات سريع بالهها، شناي عمودي، تغيير شکل بدن آنان نظير پوسيدگي دم و باله، تجمع مايعات در بدن يا آب آوردگي شكم، خونريزي پوست، ايجاد انحناي دمي و تغيير محوطه دهان و ايجاد لكههاي سياه در دم ماهي، كمرنگي پوست و ريزش فلس و بلند شدن پوست، برآمدگيهاي غير طبيعي در آبششها و خونريزي آبشش، کاهش وزن و متورم بودن شکم، تحليل شكم و پريدگي رنگ و انحنا در قسمت قدامي ستون مهرهها، کدورت چشم، بيرون زدگي چشمها و لکههاي پوستي و... همه ميتواند دليل بر وجود بيماري در ماهي بوده و شما را وادارکند که با دکتر دامپزشک براي نجات جان اين حيوان کوچک ودوست داشتني مشورت کنيد.

براي شناخت بيشتر شما با بيماريهاي ماهي که شايد عامل بهوجود آورنده آن خودمان باشيم، شايعترين بيماريهاي مربوط به محيط زندگي ماهيهاي قرمز را مرور ميكنيم:
1 - خفگي:
عامل: كمبود اكسيژن (زير 6 ميليگرم در ليتر)
علائم: ماهي به سطح آب آمده و تنفس سريع دارد.
درمان و رفع مشکل: افزايش ميزان هوادهي، كاهش تراكم ماهي، كاهش درجه حرارت و در آكواريومها رعايت فاصله مناسب از منابع حرارتي
2 - بيماري تغذيه اي:
عامل: نبود غذا و يا جيره غذايي نامتعادل
علائم: فرورفتگي شكم و بياشتهايي و ساييدگي بالهها و رشد ضعيف و سستي همراه با بيحالي
درمان و رفع مشکل: استفاده از جيره متعادل و كافي و استفاده از غذاي زنده در تغذيه و افزودن مولتي ويتامين و مواد كمكي به جيره غذايي
3 - اسيدي شدن آب:
عامل: تغيير اسيديته (PH) به زير 5/6
علائم: شناي غير طبيعي، بهطوري كه ماهي در مسيري كوتاه شنا كرده و سپس متوقف ميشود. ماهي به سطح آب آمده و هوا را ميبلعد و موكوس زياد در آبشش ترشح ميشود. پديد آمدن نقاط سفيد و خاكستري در سر، سستي و بيحالي و تنفس سريع و خونريزيهاي نقطهاي زير جلدي
درمان و رفع مشکل: كنترل ميزان PH و بالا بردن آن از طريق افزودن محلول آهك به آب.
4 - قليايي شدن آب:
عامل: بالارفتن (PH )بيش از 4/8
علائم: خوردگي بالهها، تغيير رنگ قهوهاي در آبششها، نداشتن تعادل، بروز نقاط سفيد خاكستري در اطراف سر، موكوس زياد پوستي و نيز خونريزي نقطهاي زير جلدي
درمان و رفع مشکل: تعويض آب و کنترل PH
5 - ضربه:
عامل: حملونقل، دستكاري ماهي، برخورد ماهي با اشيا، استرس حمل ونقل و...
علائم: ريزش فلسها و ماندن در كف آب، از بين رفتن شعاع بالهها، تيرگي كامل بالهها، تيرگي قرنيه، جراحت روي بدن، خونريزي چشمي، بياشتهايي و سستي و بيحالي
درمان و رفع مشکل: کاهش تراکم ماهي و افزايش حجم ظرف نگهداري با افزايش آب
6 - مسموميت آمونياكي:
عامل: تغذيه بيش از حد، وجود ماندههاي غذايي تجمع يافته در كف ظرف
علائم: شناي غير طبيعي، باز بودن دهان و سرپوش آبششي در ماهي، تنفس در سطح آب، پرش ماهي، خوردگي باله، ترشح موكوس زياد پوستي و سستي و بيحالي
درمان و رفع مشکل: كاهش ميزان PH و تعويض آب و استفاده از زئوليت در سيستم مداربسته و آكواريومها
7 - مسموميت با دي اكسيد كربن:
عامل: اكسيژن كمتر از 6 و دي اكسيد كربن بيشتر از 60 ميلي گرم در ليتر
علائم: به پهلو افتادن ماهي، كندي تنفس، سستي، بيحالي و بياشتهايي
درمان و رفع مشکل: استفاده از مواد بافري
8 - مسموميت با كلر:
عامل: افزايش ميزان كلر بيشتر از 5/ 0 ميليگرم در ليتر
علائم: كمرنگي ماهي، نداشتن تعادل، رنگپريدگي آبششها، گود افتادگي چشمها، تنفس آهسته که درسطح آب صورت ميگيرد.
درمان و رفع مشکل: تعديل كردن آب با استفاده از مواد خنثيكننده كلر(تيوسولفات سديم)

توصيههاي آخر
نكات زير را هم به خاطر داشته باشيد:
از بيش از يك جفت ماهي دريک ظرف نگاهداري نکنيد، ظروف نگهداري ماهي هم بايد به صورت دورهاي شسته شود. براي اين منظور ميتوانيد از محلول نمك طعام 3درصد يا ترکيبات آمونيوم به مقدار 1/0 تا يك گرم در ليترآب به مدت 15 تا 10 دقيقه و يا ترکيبات يددار به مقدار 200 ميليگرم در ليتر آب به مدت 10 ثانيه استفاده كنيد.
بايد توجه داشت که مواد ضدعفونى کننده براى ماهىها خطرناک است، لذا بايد حتما ظروف در انتهاي کار به دقت شستوشو داده شده و زماني براي آبگيري مجدد و رهاسازي ماهي براي آن پيشبيني شود، هر ماهي قرمز براي ماندگاري طولاني حداقل به يك ليتر آب نياز دارد كه ترجيحا ميبايست روزانه تعويض شود، توجه داشته باشيد تغيير ناگهاني دماي آب تعويضي موجب ايجاد استرس براي ماهي ميشود، آب مناسب براي نگاهداري ماهي آب نرم است.
درصورتيکه از آب لوله کشي شهري استفاده ميکنيد چون داراي کلر است و ماهي قرمز در مقابل افزودنيهاي شيميايي همانند کلر بسيار حساس است، اين آبها بايد قبل از استفاده براي ظروف نگهداري ماهي کلرزدايى شود.
براي اين منظور بايد آب را قبل از استفاده حداقل به مدت 48 ساعت در ظروف دهان گشاد نگهداري تا ضمن برقراري تعادل گازها در آب کلر موجود در آب خارج گردد، از ريختن نمک يا انداختن حبه قند در آب خودداري کنيد، از انداختن سکه و ديگر فلزات در آب خودداري کنيد، ريشههاي بامبو، صدفهاي ريز و گوشماهي منابع خوبي به جهت تامين مواد معدني آب محسوب ميشوند، از ريختن سنگريزه به داخل ظرف ماهي خودداري کنيد زيرا علاوه براينکه ميتوانند سبب آلودگي محيط شوند، لبههاي ناصاف آن نيز ميتواند موجب آسيب رساندن به ماهي و ايجاد عفونتهاي ثانويه شود.
رویدادهای طبیعی همواره در اطراف ما رخ میدهند و تکرار این رویدادها سبب میشود از دیدن آنها چندان حیرت نکنیم و گاه بیتفاوت از کنار آنها بگذریم، ولی گاهی دست قدرت پروردگار، مناظری ناب را به ما نشان میدهد که با دیدن آنها با حیرتی عجیب مواجه میشویم و به قدرت الهی پی میبریم. چند مورد از این وقایع طبیعی اما نادر را بخوانید:

● رنگینکمان آتشین
این پدیده جوی که به «قوس افقی» یا «رنگینکمان آتشین» معروف است زمانی دیده میشود که خورشید در بالای آسمان (مثلا ۵۸ درجه بالاتر از خط افق) قرار دارد. در این هنگام نور خورشید از میان ابرهای شفاف و بلند ارتفاع سیروس عبور میکند. وقتی این نور به کریستالهای شش گوش ابر سیروس وارد میشود و از آن عبور میکند درست مثل آن است که از یک منشور عبور کرده است و طیف نوری زیبایی را ایجاد مینماید. این رنگینکمان جلوهای شگفتانگیز دارد و گاهی تا یک ساعت طول میکشد. تصویری که مشاهده میکنید عکسی است که در شمال ایالت «آیداهو» در آمریکا گرفته شده است.
● خورشید سیاه
در فصل بهار در کشور دانمارک، حدود نیم ساعت قبل از غروب خورشید، بیش از یک میلیون «سار» اروپایی از گوشه و کنار دور هم جمع میشوند تا یکی از باورنکردنیترین و نابترین مناظر طبیعت را به ما نشان دهند. این پدیده در کشور دانمارک به نام «خورشید سیاه» معروف است و هر کسی میتواند آن را از ماه مارس تا اواسط آوریل برفراز مردابهای غرب دانمارک ببیند. این سارها از جنوب به دانمارک میآیند تا یک روز در مرغزارهای این مردابها غذا پیدا کنند و شب در میان نیزار بخوابند.
● رعدوبرق اسرارآمیز
رعد و برق اسرارآمیز کاتاتومبو که با گویش محلی آن را «رلامپاگو دلکاتاتومبو» مینامند یک پدیده منحصر به فرد در دنیاست. در این منطقه ۱۴۰ تا ۱۶۰ شب سال و هر شب به مدت ده ساعت و هر ساعت به تعداد حداقل ۲۸۰ بار رعد و برق میزند. این رعد و برقها بر فراز مرداب روی میدهند و بزرگترین ژنراتور دنیا با بیشترین فرکانس محسوب میشوند ولی موجب یک میلیون و صد و هفتاد و شش هزار قطعی برق تا شعاع ۴۰۰ کیلومتری منطقه میشوند. این رعد و برقها از دیرباز یکی از علائم سودمند برای جهتیابی کشتیها بودهاند. برخورد بادهایی که از سوی رشتهکوه «آند» به این منطقه میرسند سبب پیدایش طوفانهای نسبتا همیشگی میشوند و رعد و برقها حاصل تخلیه الکتریکی گازهای یونیزه شده بهویژه «متان» که در نتیجه تجزیه مواد آلی موجود در مرداب بهوجود میآید هستند. این گازها که از هوا سبکتر هستند بالا میروند و با ابرها برخورد میکنند و سبب پیدایش رعد و برق و شدت یافتن طوفان میشوند. برخی محیطشناسان ونزوئلا درصدد هستند این منطقه را تحت حمایت یونسکو قرار دهند زیرا این پدیده ویژه بزرگترین منبع از نوع خود برای بازسازی لایه ازن سیاره زمین است.
● بزرگترین موجهای دنیا
دو بار در سال بین ماههای فوریه و مارس آبهای اقیانوس اطلس با آب رود آمازون در برزیل درهم میآمیزد و بزرگترین موجهای روی زمین را به وجود میآورد. این پدیده که «پوروروکا» نام دارد به دلیل مد اقیانوس میباشد. این اتفاق باعث میشود که موجهای بزرگی ایجاد شوند که ارتفاع آنها گاهی به ۱۲ فوت میرسد و عمر بعضی موجها به ندرت نیم ساعت به طول میانجامد. مردم این منطقه میگویند هر وقت موج پوروروکا میآید از نیم ساعت قبل از رسیدن صدای مهیب آن به گوش میرسد. این موج آنقدر قدرتمند است که میتواند هر چیزی را که سر راه آن است ویران کند. موج «پوروروکا» برای موجسواران اهمیت خاصی داد از سال ۱۹۹۹ تاکنون هر ساله مسابقه قهرمانی موج سواری در شهر «سائودومینیگو» انجام میشود. رکورد موجسواری بر پوروروکا از آن یک موجسوار برزیلی به نام «پیکوروتا سالازار» است که در سال ۲۰۰۳ در طول ۵/۱۲ کیلومتر مدت ۳۷ دقیقه بر روی آب پوروروکا ماند.
● بزهای درختی
فکر میکنم تنها در مراکش میتوان بزها را روی درخت پیدا کرد. این بزها به این دلیل از درخت بالا میروند که میوه درخت خاصی به نام «آرگان» را خیلی دوست دارند. آرگان نوعی درخت شبیه به درخت زیتون است که میوهای شبیه به زیتون نیز دارد. کشاورزان این کشور پشت سر بزها به راه میافتند و از درختی به درخت دیگر میروند. اشتباه نکنید آنها این کار را به این دلیل انجام نمیدهند که از بالا رفتن بزها حیرت زده میشوند، بلکه میوه آرگان دارای هستهای است که بزها نمیتوانند آن را هضم کنند به همین دلیل آن را از دهان بیرون میاندازند و یا از بدن خود دفع میکنند. سپس کشاورزان این هستهها را جمع میکنند و با آسیاب کردن روغن آن را میگیرند. این روغن در آشپزی و صنایع آرایشی استفاده فراوان دارد.
● باران سرخ
در فاصله ۲۵ جولای تا ۲۳ سپتامبر سال ۲۰۰۱ چندین باران عجیب در ایالت کرالا واقع در جنوب کشور هند بارید. این بارانها از این جهت عجیب خوانده میشوند که رنگ آنها سرخ بود و وقتی قطرات آن بر روی لباسها میچکید مثل آن بود که خون بر روی آنها باریده است. در این مدت بارانهای سبز، زرد و سیاه هم گزارش شده است. اوایل گفته میشد رنگین شدن قطرات باران به خاطر انفجار یک شهاب سنگ در آن منطقه است ولی بعدها و پس از تحقیقات سازمانهای دولتی هند، اعلام شد که این رنگها به دلیل هاگهای هوایی و جلبکهای دریایی فراوان موجود در آن منطقه میباشد. درسال ۲۰۰۶ توجه جهان ناگهان به این موضوع جلب شد و دو دانشمند به نامهای «گادفری لوییس» و «سانتوش کومار» اعلام کردند باران سرخ منشاء زمینی دارد و به مقادیر بالای کربن و نیتروژن به این رنگ درآمده است.
● بارش ماهی!
باران ماهی، موضوعی عجیب در بین مردم هندوراس نیست. این اتفاق هر ساله بین ماههای می و جولای در منطقه «دیپارتا منتو دیورو» رخ میدهد. شاهدان میگویند این پدیده با آمدن ابرهایی در آسمان منطقه آغاز میشود و سپس رعد و برق و طوفان شدیدی روی میدهد و باران به شدت میبارد. این طوفان و باران حدود ۲ الی ۳ ساعت به طول میانجامد و وقتی تمام میشود میتوان ماهیهای زنده زیادی را روی زمین پیدا کرد.
مردم این منطقه این ماهیها را جمع میکنند و با آنها غذا میپزند. از سال ۱۹۹۸ نیز هر ساله در شهر «یورو»، «جشنواره باران ماهی» برگزار میکنند و در آن غذاهایی که با این ماهی پخته شده را میخورند.
تا حالا چند بار به خورشید خیره شده اید؟ بعد از خیره شدن به جوشکاری چه احساسی داشته اید؟ نظرتان نسبت به راننده ای که پشت سرتان با نور بالا رانندگی می کند چیست؟ ما کم و بیش در زندگیمان تمام این موارد را دیده ایم. اگر اینطور است مطمئن باشید آلودگی نوری را تجربه کرده اید. آلودگی نوری نور مزاحمی است که اغلب در تاریکی شب ها ی باعث آزارهای چشمی شده و آسیب هایی را ناخواسته به روح و جسم ما وارد می کند. بگذارید در ابتدا ببینیم آلودگی نوری چیست: به نورهای مصنوعی که در زمان یا مکان نامناسب از استاندارد خود خارج شده و با کیفیت نامطلوب محیط زیست و آسمان شب را آزاردهنده و آلوده می سازد را آلودگی نوری می نامیم. یک نور استاندارد باید از سه فاکتور زمان و مکان و کیفیت بهره مند باشد.

● مکان مناسب
مکان مناسب برای نور، مکانی است که واقعا نیاز به روشن بودن محیط ضروری می نماید. دقیقا مانند پارکینگهای بزرگ شرکت واحد که با نور خیره کننده ای بی علت تا صبح محیط پارکینگ و چند خیابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنکه تدابیرامنیتی در محیط یک بانک کم نورتر از پارکینگهای اتوبوسهای شرکت واحد است. باز هم بدنبال مثالهایی از این قبیل باشید زیرا پیدا کردن نمونه های استاندارد در کشور ما بمراتب دشوار تر از دیدن نمونه های غیر استاندار است.
● زمان مناسب
ضمن اینکه در روز(زمان) احتیاجی به روشن ماندن یک لامپ نیست در شب نیز در مسیرهای کم رفت و آمد احتیاجی به روشن ماندن انواع روشنایی ها نیست مانند نیمه شب در معابر کم رفت و آمد و یا در راهروی یک بیمارستان یا اداره. تا اینجا کمی با محیط هایی که در آن آلودگی نوری باعث آزارمان می شود آشنا شدیم. امیدوارم باعث شده باشد که کمی به اطرافمان بیشتر دقت کنیم. اما سوال اینجاست که چه چیز باعث آلودگی نوری می شود؟ در حقیقت در ابتدایی ترین نگاه چه گونه ای از لامپها را ما لامپ ناهنجار و غیراستاندارد می نامیم؟ آیا ما احتیاج داریم تا زیر هواپیماها یا اجرام معلق در آسمان تاریک شب را ببینیم. یا نیاز به داشتن ستاره ها داریم تا یادآور جایگاه واقعی ما در جهان شوند. تا شاید روزی به خود غره نگیریم که ما تنها مخلوق خداییم یا اینکه دست کودک خویش را بگیریم و دقایقی را بدون صرف هزینه به یک گردش علمی یا پیک نیک شبانه ببریم تا از زیبایی شب نیز بهره مند گردد. بدست آوردن کدامیک را ترجیح می دهید؟ دقت داشته باشید در یک لامپ غیر استاندارد بسته به نوع و طراحی آن از ۳۰ تا ۴۰ درصد اتلاف انرژی را به همراه دارد و همینطور دید عابران را نیز کم کرده و تحت شعاع قرار می دهد. فکر می کنید با اصلاح هر لامپ سر در خانه هایمان به چند روستا برق رسانی شود یا ساعات خاموشی مان کاهش یابد؟ اگر همه ما موارد ساده را در خصوص کنترل آلودگی نوری رعایت کنیم بی شک بیش از نصف آلودگی نوری شهرهایمان برطرف خواهد شد.
● اثرات مخرب آلودگی
اما اثرات مخرب آلودگی نوری بر انسان و محیط زیست به مراتب جدی تر از حد انتظار ماست. چه بهتر است ببینیم آلودگی نوری از کجا شروع شد و کشورهای پیشتاز تا به حال چه کرده اند؟ زمانی را تصور کنید که هنوز انسانها در غارها زندگی می کردند یا چرا آنقدر دور همین چند قرن اخیر. فکر می کنید روال زندگی آنان در طول شبانه روز چگونه بود. آنان مجبور بودند امورات زندگی شان را با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند. با اولین سپیده بیدار شده و با پایین رفتن خورشید به بستر بروند. در حقیقت سیکل زندگی طبیعی انسان به همین منوال است. ساعت درونی بدن و ریتمهای رفتاری در طول تاریخ بشریت با همین زمان بندی شکل گرفته و رفتارهای سالم و طبیعی انسان را تثبیت کرده اند. شما مطمئن باشید اگر غیر این بود خداوند در مراحل پیدایش زمین حتما لامپ را نیز در آفرینش خود قرار می داد. اما وجود هر نور مصنوعی برای انسان لازم نبود چرا که سلامت او و اطرافش را به خطر می انداخت... انسانها در طول تاریخ سعی کردند از عوامل طبیعی مانند جمع آوری کرمهای شب تاب،ساخت شمع ،استفاده از روغن های حیوانی و سوزاندن چوب برای روشن ساختن اطرافشان بهره مند شوند.
این روال تا اختراع برق توسط ادیسون ادامه داشت و همانطور که اول وسیله ای اختراع می شود و بعدها فرهنگش می آید رفته رفته استفاده از لامپ و برق در تمام خانه ها ادارات خیابانها و بزرگراه ها شیوع پیدا کرده و پا از حیطه خود فراتر نهاد و به وسیله ای جهت سرگرمی و بوجود آوردن زیبایی ها و رنگهای خیره کننده در آبنماها ساختمانها، برجها و... انجامید. سالیان سال مردمان روستا و شهرها بدون هیچ زحمتی به سادگی به نظاره ستاره ها ی دنباله دارها و گاه بارش های شهابی می نشستند اما به نظر می رسد نوعی سنت گریزی (همانگونه که در جوان های امروز می بینیم) دیده شد و سیل هجوم به سمت نور بدون توجه به استانداردهای احتمالی را در دهه های اخیر شاهد بودیم. اما از دست رفتن ستارگان چیز کمی نبود که بتوانیم آن را نبینیم. اولین مطالعات را در ستاره شناسان در حدود ۴۰ سال پیش در خصوص آلودگی نوری داشتند. چرا که پیش از محسوس بودن این افزایش روشنایی برای سایر افراد تجهیزات دقیق ستاره شناسان متوجه چنین شرایطی شده بود. کم فروغ تر شدن ستاره گان در شهر ها ی بزرگ آنان را برآن داشت تا چرایی موضوع را جویا شوند.
اما توجه جدی به این مسأله و تصویب اولین قوانین در سطوح منطقه ای، استانی و ملی به چند سال پس از آن موکول گردید. اولین گردهمایی علمی بین المللی دراین باره در اکتبر ۱۹۵۵ در ایتالیا و با موضوع آلودگی نوری ابعاد و احتمال وقوع برگزار گردید. و به فاصله ۲ سال اولین قانون محلی مبارزه با آلودگی نوری در ایتالیا به تصویب رسید. یکی از اولین و برجسته ترین قوانین مقابله با آلودگی نوری مربوط به ناحیه لومباردی کشور ایتالیاست که در سال ۲۰۰۰ به تصویب رسید و به الگوی مناسبی برای سایر مناطق و کشورها مبدل شد. کشورهای آمریکاو استرالیا نیز از پیشتازان این مبارزه هستند. در اینجا به چند بند از قانون منطقه لومباردی توجه فرمایید. سیستمهای روشنایی باید به وسیله سیستمهایی که قابلیت کم کردن میزان تابش نوررا پس از ساعات خاموشی شبانه دارند پشتیبانی شوند.
سیستمهای روشنایی باید مجهز به لامپهایی با حداکثر بازده با توجه به فناوری روز باشند. مقامات دولتی باید ترویج کننده اصولی باشند که در این قانون به آنها اشاره شده است و اولین کسانی هستند که کاربرد صحیح این قوانین را کنترل خواهند نمود. نصب کنندگان وسایل روشنایی تنها مجاز به نصب وسایلی هستند که روی آن قید شده باشد مطابق با قوانین مقابله با آلودگی نوری با مصرف حداقل انرژی منطبق با قانون منطقه لومباردی.

سلام به تمام دوستان عزیزم٬امیدوارم حاتون خوب باشه .
۲۰ آذر٬ تولد همسر عزیزم "امیرحسین" هست و میخوام از طریق وبلاگم تولدش رو تبریک بگم و بهترین ها رو براش آرزو میکنم.عزیز دلم از صمیم قلب کوچکم که مالامال از عشق به توست تولدت رو تبریک میگم٬امیدوارم ۱۲۰ سال در کنار هم روزهای خوشی رو سپری کنیم.
همسر عزیزم٬امیرم...میخوام بدونی ۲۰ آذر روزی به یاد موندنی و مهمترین روز در تقویم زندگیمه چون تو عزیز در این روز به دنیا اومدی و الان در کنار منی...دوستت دارم


هر ساله هزاران حیوان وحشی به دام افتاده ، در قفسها یا جعبه ها بسته بندی شده و به نقاط دور دست جهان فرستاده می شوند. این حیوانات عبارتند از طوطی های رنگ روشن ، مرغهای مینای سخنگو ، مارها ، مارمولکها، لاک پشتها، پلنگهای خالدار و دیگر گربه های بزرگ و میمونها . بیشتر این حیوانات به عنوان حیوانات خانگی فروخته می شوند و مابقی عمرشان را در اسارت می گذرانند.
حیوانات خانگی دو گروه اصلی را تشکیل می دهند : بعضی از حیوانات اهلی مثل گربه ، سگ و خرگوش که زمانی جز گروه حیوانات وحشی بودند ، اما امروزه صاحب یک تاریخ طولانی از زندگی در کنار انسانها می باشند. آنها به زندگی در شرایط مصنوعی عادت کرده اند و به آسانی تولید مثل می کنند.


دیگر حیوانات خانگی مثل طوطی های بزرگ ، دور از محیط زیست طبیعی خود رشد نمی کنند . چرا که این حیوانات معمولاَ قادر نخواهند بود در محیط قفس تولید مثل کنند ، غلباَ آنها را از محیط وحش خود جدا می کنند . قوانین زیادی وجود دارد که نشان می دهد چه حیواناتی باید گرفته شود و چگونه حمل و نقل گردند. به هر حال ، این قوانین اغلب یا نادیده گرفته می شوند و یا زیر پا گذاشته می شوند . بسیاری از حیوانات بعد از اسارت ، می میرند. بسیاری دیگر در طول سفر نابود می شوند . برای گونه هایی که از درد از دست دادن محیط زیست طبیعی ، رنج می برند ، این کشتار مداوم و از بین رفتن مداوم برای شتاب دادن به انقراض آنها کافی است.
وجود درختان در اطراف کلانشهر تهران به ضرورتی غیر قابل انکار تبدیل شده است.بطوریکه در سالهای اخیر شاهد طرحهای فراوانی برای گسترش فضای سبز و افزایش تعداد در ختان از جمله کمربند سبز پایتخت و غیره... در این شهر بوده ایم.

البته همیشه زمین خواری و از بین بردن این درختان وجود داشته.واضحترین این اتفاقات را در شهرک زیتون و آتش سوزی های عمدی در خجیر شاهد بوده ایم.این اقدامات خلاف قانون اگر چه در معرض دید مسئولین اتفاق افتاده اما متاسفانه کمتر شاهد برخورد قاطع آنان بوده ایم و این مسئله گاهی موجب دست درازی روز افزون افرادی شده که خواسته یا ناخواسته اقدام به تخریب محیط زیست در تهران میکنند.البته در این میان قطع پنهانی درختان به مشکلی جدی بدل شده...
متاسفانه در روزهای اخیر اخباری از "مجتمع فرهنگی اردویی کشوری شهید باهنر" در کلکچال تهران به دست رسیده راجع به قطع پنهانی و پراکنده ی درختان 70 ساله ی چنار در باغ درختان این اردوگاه!
این باغ درختان حدود 200 هکتاری که بیش از 70 سال قدمت تاریخی دارد و در گذشته متعلق به "منظر بانو" از بزرگان طایفه ی قاجار بوده ، اکنون جز محدوده ی این اردوگاه به حساب می آید.طبق تحقیقات انجام گرفته مشخص شده است که کارشناس این بخش یک فوق دیپلم منابع طبیعی است!
همچنین خبرهایی از بریده شدن درختان میوه در این باغ منتشر شده است.
مسئولین باغ دلایل قطع درختان را بیماری درختان و هرس درختان مثمر اعلام کرده اند.جالب اینکه از چوب درختان قطع شده به بهانه ی بیماری در کارگاه نجاری اردوگاه استفاده میشود و یا چوب درختان به صورت پنهانی سوزانده میشود! با توجه به اینکه این مسئله حدود 1 ماه است که ادامه دارد و مسئولین مدرکی برای اثبات بیمار بودن درختان ندارند به نظر می رسد به عکس العمل سریع مقامات نیاز است.
در اینجا سوالهایی پیش می آید:
1.چرا در این رابطه با آموزش و پرورش که قاعدتا مالک باغ است مکاتبه ایی صورت نگرفته است؟
2.در عکسهای درختان قطع شده اثری از بیماری دیده نمی شود.حتی در برخی عکسها مشاهده میشود که درختان قطور و سالمی بدون هیچ آثاری از بیماری دیده میشود! پس چه دلیلی برای بیماری دارید؟
3.چرا از درختان بریده شده در کارگاه نجاری اردوگاه استفاده میشود؟ مگر نه اینکه این درختان بیمارند؟ و یا اینکه چرا درختان به صورت پنهانی سوزانده میشوند؟
4.مگر فصل پاییز فصل هرس کردن درختان است؟
به نظر میرسد این اقدام غیر قانونی و بدون کارشناسی دلایل پشت پرده ی دیگری دارد که باید توسط مقامات ذیربط مورد بررسی قرار گیرد.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي يكي از بزرگترين و مهمترين شبكههاي حفاظت از محيطزيست جهاني است.
اين سازمان اتحادي است متشكل از 83 كشور، 110 آژانس دولتي، بيش از 800 تشكل غيردولتي و 10هزار دانشمند و كارشناس از 181 كشور كه به صورت مشاركت جهاني فعاليت ميكنند.
ماموريت اصلي اين سازمان جهاني تحت تاثير قرار دادن، تشويق و ترغيب جوامع دنيا است تا علاوه بر حفظ تنوع زيستي، روند استفاده از منابع طبيعي را بر اساس معيارهاي اکولوژيک متعادل کند.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي بر پايه يك سازمان چند فرهنگي و چند زباني بنا شده است. اين سازمان 1100 ستاد در 40 كشور دنيا دارد و دفتر مركزي اين سازمان در كشور سوييس است.
نام كامل اين سازمان" The International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources" است اما بسياري از سال 1990 به آن " سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست"”IUCN” گفتهاند.

اين سازمان در سال 1948 با عنوان اتحاديه بينالمللي حفاظت از طبيعت “IUPN” به دنبال كنفرانس بينالمللي در فرانسه بوجود آمد اما در سال 1956 به نام سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست تغيير نام داد.
تا هنگامي كه ايده حفاظت از محيط زيست در دهههاي گذشته با سعي و كوشش و در جهت حفظ منافع سياسي انجام ميشد، ملتها تمايل كمتري براي همكاري با اين سازمان داشتند.
حدود 16 هزار گونه از حيوانات و گياهان در خطر انقراضاند و بسياري از اكوسيستمها، تالابها، جنگلها در حال انحطاط و تخريب هستند در حالي كه ما ميدانيم اكوسيستمهاي طبيعي منابعي با ارزش در اختيار انسان قرار ميدهند.
مهمترين كاركردهاي اكوسيستم كمك به كاهش فقر و افزايش فرصتهاي توسعه اقتصادي براي جوامع است. گسترش اين تفكر نيازمند يكپارچگي در تصميمها و عملكردهاي منطقهاي، ملي و بينالمللي سياستگذارها در همه ردهها و همچنين در رهبران اقتصادي است.
سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) به دنبال افزايش درك علمي فرصتهايي است كه طبيعت در اختيار انسان قرار ميدهد. اما اين سازمان جهاني ميداند اين درك تنها از طريق راههاي عملي چون همراهي دانشمندان، سياستگزاران، رهبران اقتصادي و NGها و تغيير ارزشهاي جهاني و نحوه استفاده از منابع طبيعي تحقق خواهد يافت.
اين سازمان از طريق حمايت و توسعه علوم جديد حفظ محيط زيست، استفاده اين علوم در پروژههاي بينالمللي و برقراري ارتباط بين نتايج بدست آمده در تحقيقها با سياستهاي منطقهاي، ملي و بينالمللي از طريق گفتوگوي بين دولتها و جوامع شهري و بخش خصوصي به دنبال حفظ محيط زيست است.
اولويت برنامه فعلي سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست (2008-2005) بازشناسي راههاي امرار معاش -به خصوص براي فقرا- از طريق مديريت پايدار منابع طبيعي است.
اين سازمان در پروژههايش، مفهوم مديريت اكوسيستم جهت حفظ تنوع زيستي و معيشت پايدار وابسته به منابع طبيعي مستقيم را به كار ميبرد و سازمان تلاش ميكند تا اكوسيستمها را مديريت و بازسازي كند و همچنين نحوه زندگي اجتماعي و اقتصادي مردم را بهبود بخشد.
اين سازمان به عنوان بزرگترين شبكه دانش زيست محيطي تا كنون به 75 كشور براي حفظ منابع طبيعي و تدوين استراتژيهاي تنوع زيست محيطي كمك كردهاست.
از ديگر اقدامات سارمان جهاني حفاظت از محيط زيست ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
ديدهباني گونههاي گياهي و جانوري كشورهاي جهان براي قرار دادن در فهرست قرمز سازمان جهاني حفاظت از محيط زيست (IUCN Red List)
همكاري و حمايت ارزيابي اكوسيستم هزاره [مفاهيم: اهداف توسعه هزاره چيست؟]
تشكيل جلسات و همايشهاي بينالمللي براي اتفاقات زيست محيطي به مانند كنگره پارك جهاني در سال 2003
انتشار دستاوردهاي علمي سازمان و كارشناسان در زمينه محيط زيست در سراسر جهان
ارائه توصيه و پشتيباني فني دولتها، سازمانها و كميسيونهاي بينالمللي و ديگر گروهاي سياسي مانند G8 و G77.
ارزيابي و معرفي تمامي سايتهاي فعال در زمينه ميراث طبيعي جهان.
همكاري فني براي ايجاد تنوع زيستي و برنامه عمل كشورها
آماده سازي زمينههاي حمايت كشورها در زمينه قوانين حمايت از محيط زيست و تدوين استراتژيهاي مديريت منابع طبيعي
عضويت ايران در IUCN:
1- هيات وزيران در جلسه مورخ 4 اسفند 1352، بنا به پيشنهاد شماره 18/ 7588، مورخ 3 آذر 52 وزارت امور خارجه اجازه داد اقدامهاي لازم از طرف وزارت امور خارجه براي عضويت ايران در سازمان بينالمللي حفاظت از طبيعت و منابع طبيعي به عمل آيد.
2- پس از يك دوره تعليق چند ساله، ادامه عضويت ايران در اتحاديه مذكور در تاريخ 3 آذر 1370 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد.
پرنده نر با سري سفيد و نوك آبي و پرنده ماده با راههاي سفيد و قهوهاي سربهراحتي از ساير اردكها قابل تشخيص است. اردك سرسفيد به ايران مهاجرت ميكند و در برخي از تالابهاي كشور نظير قوريگل تخم ميگذارد. در واقع ايران شرقيترين منطقه پراكنش اين پرنده است.

اردك سرسفيد را گونهاي به نام اردك سرخ تهديد ميكند. در واقع اردك سرخ بومي آمريكاي شمالي است كه براي نگهداري در باغ پرندگان به انگلستان منتقل شد. 10 قطعه از اين پرندگان فرار كردند و در مدت كوتاهي جمعيتشان به طرز شگفتآوري افزايش يافت. مهمترين تهديد جمعيت اردكهاي سرسفيد، توليد مثل با اردكهاي سرخ است، پرندگان دورگه حاصل از اين جفتگيري قدرت توليد مثل دارند و بيم آن ميرود پس از مدت كوتاهي اردك سرسفيد خالصي وجود نداشته باشد. برنامههايي پر هزينه براي نجات نسل اردك سرسفيد اين گونه با ارزش اروپايي به مورد اجرا گذاشته شده كه موفقيتآميز نيز بوده است. خوشبختانه هنوز در ايران اردك سرخ مشاهده نشده است.
گلهاي زيبا با آن ظاهر دلفريبشان ميتوانند بسيار سمي باشند. آنقدر سمي كه حتي ميتوانند جان انسان را بگيرند.
آشنا نبودن بسياري از مردم با اين گياهان كه ممكن است هر روز هم با آنها سرو كار داشته باشند ميتواند خطرآفرين باشد.
بسياري از اين گلها در فصلهاي مختلف به وفور در خانهها يافت ميشوند. اگر مسموميت با اين گياهان براي كسي پيش آمد بايد در كمترين زمان بيمار را نزد دكتر برد.
گل نرگس: اين گل زيباي زرد و سفيد رنگ كه رويشش نويد آمدن بهار را ميدهد، اگر به مقدار زياد خورده شود، جزو سميترين گياهان جهان است. 
برخي مردم پياز گل نرگس را با پيازهاي خوراكي اشتباه ميگيرند. خوردن پياز نرگس زرد سبب تهوع، دلپيچه و اسهال ميشود. با ديدن اين علائم حتما به پزشك مراجعه كنيد.
گل صد توماني: گل صد توماني و بوتههاي آزاليا در رده نهم سميترين گياهان جهان قرار دارند. اين دو گياه با گلهاي به شكل زنگشان، در حياط و باغچه بسيار زيبا به نظر ميرسند اما برگهايشان و در نتيجه عسلي كه از شيره آنها تهيه ميشود سمي است. 
خوردن هر يك از اين دو سبب ميشود دهانتان بسوزد و ترشح بزاق دهانتان زياد شود و پوستتان دچار خارش شود. تهوع و اسهال هم از ديگر نشانههاي مسموميت با اين گياهان هميشه سبز است.
سردرد، ضعف عضلاني و ضعف در ديد هم ميتواند در شما به دنبال مسموميت با اين گياهان پديدار شود. ضربان قلبتان ممكن است آهسته شود و قلبتان با شدت بتپد و به كما برويد. قبل از اينكه اين اتفاقات براي شما روي دهد بهتر است به پزشك مراجعه كنيد.
گل فيكوس: اين گياه 800 نوع دارد و همه آنها هم صمغي شيري رنگ دارند كه سمي است. بسياري از انواع فيكوس در داخل خانهها پرورش داده ميشود و آنهايي هم كه در خارج از خانه رويانده ميشوند بايد
محيطي گرم داشته باشند. 
بدترين تاثيري كه فيكوس ميتواند بر بدن شما بگذارد، خارش و ورم است و تجويز معمول دكترها هم براي آن داروهاي ضد حساسيت و داروهايي براي از بين بردن ورم است.
گل خرزهره: سانتيمتر به سانتيمتر اين گياه زهر است. حتي استنشاق تصادفي خرزهرهاي كه سوزانده ميشود هم دردسرساز است. 
استفاده از شاخههاي آن براي كباب كردن يا خوردن آب از محلي كه در آن خرزههايي با گلهاي قرمز، صورتي يا سفيد رنگ روييده هم خطرناك است. تغيير در ضربان قلب (آرم شدن يا با سرعت تپيدن) بارزترين نشانه مسموميت با اين گياه است.
دكترها تلاش ميكنند ضربان قلب را با كمك داروها كنترل كنند و احتمالا معده را هم شستوشو دهند.
گل داوودي: بين 100 تا 200 نوع گل داوودي در دنيا وجود دارد كه اغلب بوتههاي كوتاه و نزديك به زميني
دارند. باغبانها معمولا اين گياه را ميكارند تا خرگوشها را از باغشان دور كنند.
گلهاي سمي اين گياه كه خرگوشها را از باغها ميراند، برايانسانها هم سمي است البته نه چندان قوي. لمس آن سبب خارش و ورم پوست ميشود و با پمادهاي ضد حساسيت و ورم از بين ميرود.
گل آنتريوم: برگهاي چرمي و سبز تيره رنگ و ساقه اين گل وهمانگيز سمي است. خوردن آنتريوم گرمسيري
ميتواند سبب احساس سوزش در دهان و سپس تورم و تاول زدن بشود.
همچنين صدايتان ممكن است بگيرد و در قورت دادن غذا هم مشكل پيدا كنيد. در اين موارد نوشيدني سرد بنوشيد و قرص مسكن بخوريد.
گل ليلي: اين گياه دوستداشتني و زيبا هم سمي است. آن گلهاي زنگوله مانند زيبايش كه آويزان شدهاند هم سمي هستند. 
ذرهاي كوچك از اين ليليها ممكن است زياد آسيبي به شما نرساند اما اگر مقدار زيادي بخوريد تهوع، درد در دهان، دردهاي شكمي، اسهال و گرفتگي عضلات را تجربه خواهيد كرد.
ضربان قلبتان هم ممكن است آرام يا نامنظم شود. براي خارج كردن سم از بدن معمولا پزشكان معده را تخليه ميكنند.
گل ادريسي: اين بوته گل هم سمي است. خارش پوست، تهوع، ضعف و تعرق برخي از نشانههاي مسموميت ناشي از گل ادريسي است. 
برخي گزارشها حاكي از اين است كه برخي بيماران به كما رفتهاند. تشنج و نقص در سيستم خونرساني بدن هم در بعضي از بيماران ديده شده است.
خوشبختانه پادزهري براي سم اين گل ساخته شده است كه در بيمارستانها موجود است.
گل انگشتانه: اين گياه زيبا گلهايي كوچك به رنگهاي بنفش، صورتي يا سفيد دارد كه در برخي از انواع آن دانههايي ديده ميشود. 
از اين گل براي توليد برخي از انواع داروهاي قلبي استفاده ميشود. به همين دليل خوردن هر بخش از اين گياه خود ميتواند سبب بروز بيماريهاي قلبي شود.
تهوع، درد در دهان و اسهال از نشانههاي اين مسموميت است.
گل ويستريا: اين گياه باغچهاي زيبا با آن گلهاي آويزان آبي و سفيدش هم تماما سمي است. 
البته بعضيها ميگويند كه گلهاي اين گياه سمي نيست اما كسي را نميشناسم كه حاضر شدهباشد اين موضوع را آزمايش كند. درد شكم، تهوع،دل آشوب و اسهال از نشانههاي مسموميت با ويسترياست.
اگر انسان در معرض صداهای بلند ، برای مدت طولانی تری قرار گیرد ناشنوایی دائم پیش میآید. صدایی برابر ۹۰ دسیبل روی سیستم عصبی تاثیر میگذارد. در ممالک پیشرفته قدرت شنوایی زنان بهتر از مردان است. زیرا از نظر مشاغل صداهای کمتری را تحمل میکنند.
آلودگیهای صوتی که در اطراف مناطق مسکونی موجب ناراحتی میگردند عبارتند از :
ـ کارخانجات
ـ کارهای ساختمانی
ـ صداهای ناشی از سیستم تهویه منازل
ـ صدای ناشی از حمل و نقل (صدای موتور هواپیما ، بوق اتومبیل).

اثرات آلودگی صوتی
آزمایشات نشان میدهند که صدای به شدت ۱۶۰-۱۵۰ دسیبل برای بعضی حیوانات کشنده و مرگبار است. این حیوانات قبل از مرگ به تشنجات موضعی ، فلج و رعشه دچار میگردند. در انسانها رنگپریدگی و بالارفتن فشارخون از اثرات آلودگیهای صوتی است. درجه حرارت بدن نیز کاهش مییابد. صداهای مداوم عکس العملهایی را در بدن ایجاد مینماید. از جمله انقباض رگها بیشتر میگردد . درجه حرارت بدن نیز کاهش مییابد. صداهای مداوم عکسالعملهایی را در بدن ایجاد مینماید از جمله انقباض رگها بیشتر میگردد و این حالت پس از قطع صدا هنوز ادامه مییابد. بدن انسان در خواب نیز یه محرکهای صوتی پاسخ میدهد بدون اینکه فرد از خواب بیدار شود. (ضربان قلب و حالات ماهیچهها تغییر میکند.)
بیماری رینال Rahnauld
بررسیها نشان میدهد که کارگران کارخانجات چوب بری که با اره کار میکنند و صدای ۱۲۵ دسی بل را تحمل مینمایند شبها وقتی به خانه برمیگردند انگشتان آنها سبز رنگ بعد سفید میگردد که علائم بیماری وازواسپاستیک میباشد که در نتیجه انقباض رگها و نارسایی در جریان خون عارض میگردد. که این ناراحتی به نام بیماری رینال یا انگشتان مرده معروف است.
نتایج حاصل از آزمایشات روی حیوانات
۱) موشهای آزمایشگاهی که در معرض صدای شدید قرار میگیرند به بیماریهای ویروسی حساستر میگردند.
۲) صدای فوق ا لعاده شدید در فعالیتها و عملکرد کبد حیوانات تغیر ایجاد میکند.
۳) صدای بلند بیش از ۱۱۵ دسیبل باشد فساد دندانهای موشها را سبب میگردد.
۴) کلسترول و چربی خون نیز افزایش مییابد. مقدار اسیاسکوربیک کاهش و مقدار گلبولهای سفید تا %۵۰ تقلیل مییابد.
تاثیر صدا به چه عواملی بستگی دارد؟
۱) طبیعت و شدت صدا
۲) نزدیکی شخص به منبع اصلی صدا
۳) ادامه و مداومت صدا
۴) وضع و موقعیت فیزیکی فرد
روشهای جلوگیری از آلودگیهای صوتی
با توجه به اینکه معمولا صداها از تولید کنندهای پخش ، توسط گیرندهای دریافت میشوند بنابراین جهت کنترل این آلودگی ، کاهش شدت صدا جلوگیری از انتشار و نفوذ صدا و محافظت از گیرنده (سیستم شنوایی) میتواند موثر باشد.
بنابراین در جهت جلوگیری ار آلودگی شدید صوتی :
۱) میزان صدا در محیط هایی که کارگران بطور مداوم در معرض فعالیتهای مغزی قرار دارند نباید از ۱۰ دسیبل تجاوز نماید.
۲) سعی شود از ورود ماشین آلات که بیش از حد معین آلودگی صوتی تولید میکنند جلوگیری شود.
۳) صدای ماشینآلات کارخانهها نباید به بیرون ازکارخانهها برسد.
منشا آلودگی صوتی را باید از بین برد.
۱) سعی شود از ایجاد واحدهای مسکونی در مجاورت فرودگاهها جلوگیری شود.
۲) ضد صدا کردن ساختمانها و واحدهای مسکونی.
۳) مضاعف یا دو لایه کردن شیشه پنجرهها در جهت جلوگیری از نفوذ صدای بیرون به داخل ساختمان.
۴) محدود و ممنوع کردن عبور کامیونها و وسائط نقلیه پر صدا.
۵) ایجاد نوارهای عریضی از درختان و پوششهای گیاهی که به میزان ۱۰ دسیبل از شدت صوت میکاهد.
شدت صوت
احساس بلندی و کوتاهی صدا مربوط به انرژی حمل شده با امواج صوتی است و بر حسب واحد دسی بل میباشد که یک واحد مقایسهای است و عبارت است از ده برابر log نسبت شدت صدای مورد نظر «I» به شدت یک سطح مقایسهای (۰I)= بطور قراردادی صدایی است که دارای ۰۰۰۲/۰ میکرو بار فشار بوده و به عنوان آستانه شنوایی در انسان در نظر گرفته میشود.
(dB=۱۰log(۱۰/۱۰ بنابراین ۱۰ برابر افزایش در شدت یک صدای خالص فقط ۱۰ دسی بل به مقیاس شدت اضافه میکند یا اینکه میتوان گفت مثلا صدای ۵۰ دسیبل ۱۰ برابر بلندتر از صدای ۴۰ دسیبل و ۱۰۰ برابر بلندتر از صدای ۳۰ دسیبل است. فرکانس شنوایی انسان بین۲۰۰۰۰ - ۲۰ سیکل در ثانیه انجام میشود که دارای شدتی برابرا ۶۰ - ۳۰ دسی بل میباشد.
پیامدهای منفی و زیانبار ناشی از آلودگی صوتی بطور کلی در انسانها به قرار زیر است:
۱) نگرانی و ناراحتی عصبی
۲) نگرانی همراه با خستگی و کاهش راندمان کار
۳) دگرگونیهای دائم یا موقت در رفتار زیستی از قبیل انقباض نایژکها و تغییر ضربان قلب .
۴) ضایعه در دستگاه شنوایی و دیگر دستگاههای بدن.
در حال حاضر ميزان تراز برداشت و تغذيه سفرههاي آب زيرزميني كشور، با 6 ميليارد مترمكعب كسري مواجه است
و اگر روند آلودگي منابع زيرزميني را هم در نظر بگيريم، شرايط پيش رو كاملا نگرانكننده است.![]()

پرويز فتاح، وزيرنيرو ديروز در پنجمين نمايشگاه بينالمللي صنعت آب و تاسيسات آب و فاضلاب كشور با اعلام اين خبر افزود: اين شرايط صرفنظر از شرايط خشكسالي در كشور است.
به گفته وي، بهدليل حاكميت اقليمهاي خشك و نيمه خشك و با منابع محدود، كشورما از گذشتههاي دور با خطر جدي كم آبي، فقدان توازن در توزيع مكاني و زماني مقدار آب تجديدشونده و پراكندگي جمعيت و نيازهاي رو به رشد آن روبهرو بوده و خواهد بود.
وي افزود: در شرايط امروز كه متوسط منابع آب تجديدشونده در سال براي هر نفر در جهان 7600 مترمكعب است در كشور ما اين مقدار كمتر از 1850 مترمكعب است.
فتاح تاكيد كرد: منابع آب تجديدشونده كشورما پنجاه سال قبل بيش از 4 برابر بود و روند كاهش آن همچنان ادامه دارد.
وزيرنيرو در ادامه افزود: مصرف سالانه آب كشور در حال حاضر حدود 94 ميليارد مترمكعب است كه كمي بيش از يك سوم آن از منابع سطحي و مابقي آن از منابع زيرزميني تامين ميشود.
وي خاطرنشان ساخت پيشبيني ميشود تقاضاي آب در 20 سال آينده به حدود 130 ميليارد مترمكعب در سال برسد كه اگر تمام آبهاي قابل مهار روي زمين و پسابهاي بازگشتي را استحصال كنيم سالانه با حدود 10 ميلياردمتر مكعب تراز منفي منابع و مصارف مواجه خواهيم بود.
وي در ادامه اظهارات خود تاكيد كرد: با توجه به مشكلات موجود كشور در بخش آب، با مباني گذشته ديگر نميتوان صنعت بزرگ آب كشور را در دهه 90 و بعد از آن اداره كرد.
بخش آب كشور قبل از موضوع بودجه و اعتبارات، نيازمند نوآوري، نوانديشي مبتني بر واقعيتها، نقد عملكرد گذشته، حفظ و تاكيد بر قوتها و شناسايي راهكارهاي برون رفت از تنگناهاست و پر واضح است كه در فضايي سالم و خارج از جزم انديشي، نقدها و نظريههاي مختلفي براي پويايي صنعت ظهور خواهد كرد.
وي در پايان تاكيد كرد: براساس گزارش سازمان ملل در سال 2006 بالغ بر 2/1 ميليارد نفر از مردم جهان از دسترسي به آب شرب بهداشتي محروم بودهاند.
اين تعداد در سال 2025 به 8/2 و در سال 2050 به 4 ميليارد نفر يعني حدود 40 درصد جمعيت در آن زمان خواهد رسيد.
پنجمين نمايشگاه بينالمللي صنعت آب و تاسيسات آب و فاضلاب ديروز بهمدت 4روز در محل دائمي نمايشگاههاي بينالمللي تهران كار خود را آغاز كرد.
اين نمايشگاه در7 سالن نمايشگاهي در مساحتي حدود 30 هزار متر مربع برگزار ميشود و ميزبان 320 شركت داخلي و خارجي كه از اين تعداد، 279 شركتكننده داخلي و مابقي از كشورهاي آلمان، انگلستان، چين، اتريش، سوئيس، سوئد، تايلند، امارات متحده عربي، كويت، ايتاليا و آمريكا هستند، است.
توليدكنندگان داخلي وخارجي توانمندي محصولات خود را درزمينه لوله و اتصالات، تصفيه آب و فاضلاب، ابزار دقيق، اتوماسيون، لوازم آزمايشگاهي، شيرآلات صنعتي و پمپ، به نمايش خواهند گذاشت.
درحالي كه آبسنگهاي مرجاني متنوعترين اكوسيستمهاي جهان هستند، جديدترين خبرها از جنوب ايران حاكيست تخريب اين ذخاير جهاني به شدت در حال انجام است و سازمان حفاظت محيط زيست نيز عليرغم تلاشهاي خود، به دليل نبود گارد ساحلي و امكانات وتجهيزات لازم، هنوز نتوانسته است نظارت كاملي بر آنها داشته باشد، به شكلي كه به گفته مسؤولان اين سازمان، بسياري از شركتهاي نفتي حتي اجازه بازديد از پروژههاي خود را به اين سازمان نداده و عمليات اجرايي برخي طرحها در اين زمينه برخلاف گزارش ارزيابي ارايه شده اجرا ميشود و برخي ديگر هم گزارش ارزيابي ارايه نميكنند.
دكتر نبوي، مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست در اين خصوص به ايسنا ميگويد: آبسنگهاي مرجاني جزو ذخاير زيستي جهاني محسوب ميشوند و از جايگاه بالايي به لحاظ ارزشي برخوردارند، ضمن اينكه اين اكوسيستمها بهترين شاخص سنجش سلامت آب دريا هستند، به شكلي كه به تغييرات محيطي بسيار حساس بوده يعني ايجاد هرگونه تغييري در پارامترهاي فيزيكي درياها، بر آنها اثرگذار است.

وي ميافزايد: در سالهاي اخير اين اكوسيستمها به دليل ساختوسازهاي بدون ارزيابي زيستمحيطي مانند اسكلهسازي، احداث پلتفروم، نصب خطوط انتقال نفت و گاز و دستبرد به اين ذخاير و ... مورد تهديد قرار گرفتهاند، همچنين آلودگيهاي نفتي خصوصا جنگ خليجفارس در دهه 90 و انفجار تعداد زيادي از چاههاي نفت عراق موجب شد تا بخش عظيمي از سواحل آبسنگ عربستان، كويت و ساير كشورهاي حاشيهاي از بين بروند.
مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه آبسنگهاي مرجاني در مناطق خارك، خاركو، كيش، نايبند، قشم، هندورابي، لارك، تنب بزرگ و كوچك، ابوموسي، فارو، بني فارو، سيري و ... وجود دارند، به ايسنا ميگويد: متاسفانه اين آبسنگها براي استفاده در آكواريومها و ماهيان آنها كه كاملا به آبسنگها وابسته هستند به دليل نقص قانوني قاچاق ميشوند به شكلي كه ماهيان اين ذخاير حتي تا500 هزار تومان به كشورهاي عربي به فروخته ميشود.
وي عمدهترين منابع آلودگي در خليجفارس و درياي عمان را نفت و تركيبات نفتي عنوان و تصريح ميكند: متاسفانه شركتهاي نفتي بر خلاف گزارش ارزيابي خود اقدام ميكنند و نظارت دقيقي در اين زمينه انجام نميشود و در برخي موارد نظارت مقدور نيست.
مديركل دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با تاكيد بر اين كه مرجانها در معرض نابودي هستند، ميافزايد: متاسفانه توسعه ناپايدار در دريا موجب شده بسياري از مرجانهاي جنوب كشور نابود شوند كه اين امر زنگ خطري براي ماست.
وي ميگويد: متاسفانه در خورها و سايتهاي صنعتي بويژه بندرعباس، بوشهر و شمال خليجفارس يعني بندر امام(ره) و ماهشهر پسابها، فاضلابها و مواد آلاينده بدون تصفيه و به صورت مستقيم وارد دريا ميشود، در حالي كه سايتهاي شيلاتي ما هم در همين مناطق يعني بوشهر، بندرعباس و خور موسي واقعند كه اين امر تاثيرات منفي بر جانوران دريايي خواهد گذاشت.
مهندس صديقي، معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به اين كه پروژههايي در كشور انجام ميشود كه تخريب شديد صخرههاي مرجاني را در پي دارد ميگويد: مرگ بيصداي مرجانها در حال پديد آمدن است.
ي به پروژههاي تخريبكننده آبسنگهاي مرجاني در جنوب كشور اشاره كرده و ميگويد: پروژه خشك كردن دريا يكي از عوامل تحريب آب سنگهاي مرجاني است كه در اين زمينه ميتوان به توسعه فرودگاه جزيره خارك كه در شرق اين جزيره در حال انجام است، اسكلهسازي و بندرسازي طرح توسعه بندرشهيد رجايي بندرعباس و شهيد بهشتي چابهار كه به شدت دريا را خشك كرده و مناطق مرجاني را زير خاك برده و تا چند كيلومتر شعاع اطراف آن تمامي مرجانها را از بين ميبرد، طرح توسعه بندر در شمال جزيره كيش، هتلسازي و ايجاد تاسيسات در شرق اين جزيره كه بهترين منطقه مرجاني خليجفارس است و ... اشاره كرد.
معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست آلودگيهاي نفتي را از ديگر عوامل نابودي آب سنگهاي مرجاني خوانده و ميگويد: آلودگيهاي مختلف از جمله استخراج نفت از سكوهاي ابوذر و سلمان كه به جزيره خارك جهت تصفيه منتقل ميشوند و پساب آنها مستقيما به دريا ريخته ميشود و مجتمع پتروشيمي خارك (متانول خارك) كه مواد شيميايي خطرناكي وارد دريا ميكند نيز موجب تخريب اين اكوسيستمهاي حساس شدهاند.

وي با اشاره به مطالعات انجام شده در خصوص فلزات سنگين در جزيره خارك و خاركو كه يكي از بهترين و گسترهترين مناطق مرجاني در جنوب ايران است تصريح ميكند: اين مطالعات نشان ميدهند كه پسابهاي خروجي نفتي در اين مناطق چندين برابر حد مجاز (بيش از 10 برابر) است كه باعث نابودي ذخاير مرجاني شده است.
معاون دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست ميگويد: در منطقه عسلويه و خليج نايبند كه به عنوان پارك ملي محسوب ميشود و محل مهاجرت پرندگان آبزي و كنارآبزي است و بايد از درجه حفاظتي بسيار بالا برخوردار باشد، فازهاي 12 و 13 طرح توسعه پارس جنوبي در حال اجراست و چندين اسكله و بندر با پيشروي در دريا احداث و صدها تن سنگ و خاك براي طرح توسعه اين بخش به دريا تخليه شده است.
وي با اشاره به اين كه احداث پالايشگاه، پتروشيمي و مجتمعهاي صنعتي و ... در اين منطقه موجب افزايش شديد كدورت آب شده است، به ايسنا ميگويد: بزرگترين عامل تخريب مرجانهاي اين منطقه مجتمعهاي شيميايي و پتروشيمي هستند كه متأسفانه كه ضايعات و پسابهايي با حجم بسيار زياد و سميت بسيار بالايي توليد و بدون هيچگونه تصفيه مستقيما به دريا تخليه ميكنند كه براي نمونه ميتوان به مجتمع پالايش گاز فاز 6 پارس جنوبي كه توسط شركت آجيپ ايتاليا ساخته شده و در حال تحويل به شركت گاز است اشاره كرد.
صديقي ميافزايد: اين مجتمع حدود يك ساله است كه روزانه 5 تا 6 تن محلول شيميايي كاستيك يا سود سوزآور را مستقيما به دريا تخليه ميكند و ميزان تخليه اين پسابها آنقدر زياد است كه تا شعاع چند صد متري هرگونه موجود زنده از بين رفته است كه سازمان حفاظت محيط زيست در اين زمينه اقدام كرده تا عمليات خروج پسابهاي اين كارخانه هرچه سريعتر متوقف شود.
وي ميگويد: همچنين ساخت و سازها در اطراف خليج نايبند موجب افزايش كدورت آب و نابودي بسياري از مرجانهاي اين منطقه شده است، به شكلي كه مرجان زنده در اين مناطق بسيار كم ديده ميشود.
منبع:روزنامه همشهری
واگذاري 28 هكتار از اراضي حاشيه پارك ملي تندوره - كه خبر آن مردادماه امسال منتشر شد - باعث نگراني دوستداران محيطزيست شد.
بهويژه آنكه بيم آن ميرود اين واگذاري فتح بابي شود براي تجاوز و تعرض بيشتر به عرصههاي اين پارك؛ پاركي كه بايد وسعتي به ميزان يك ميليون هكتار داشته باشد اما بهدليل فشارهايي كه در همه زمانها متوجه سازمان محيطزيست بوده، 35540 هكتار وسعت دارد. اين مقدارناچيز را هم البته تاب نياوردهاند و ميخواهند با دستاويز قرار دادن بهانههاي مختلف، بخشهايي از آن را تصرف كنند گزارشهاي دريافتي حاكي از آن است كه علاوه بر هجوم دامداران و كشاورزان محلي به پارك و تصرف بخشهايي از آن، خطر ديگري كه پارك ملي تندوره را تهديد ميكند تبديل آن به منطقه گردشگري است.

« وسعت پارك ملي تندوره تا حدود 2دهه پيش بسيار بيشتر بود اما بهدليل فشارهايي كه به سازمان وارد شد قسمتي از آن به منطقه حفاظت شده عقب نشيني كرد و در نتيجه بخش عمدهاي از آن به منطقه حفاظت شده تبديل شد.» اين عبارتي است كه دكتر برهان رياضي، عضو هيات علمي، در آغاز كلام به آن اشاره ميكند.
در واقع جان كلام اين است كه تصرف اراضي اين پارك ناشي از ضعف سازمان محيطزيست در برابر فشارهايي است كه هرازگاهي تحت عناوين مختلف متوجه اين سازمان ميشود و سازمان نيز به هردليلي تاب مقاومت در برابر آن را ندارد. نتيجه آنكه يك روز 9250 هكتار از پارك ملي تندوره تبديل به منطقه حفاظت شده ميشود و روزي بخشي از آن با حكم كميسيون منابع طبيعي شهرستان درگز به مردم واگذار ميشود.
الگويي كه حفظ نميشود
رياضي تصريح ميكند: وقتي برخي ميبينند با فشار آوردن ميتوان در مناطق حفاظت شده فعل و انفعالاتي انجام داد بهخود اجازه ميدهند به اراضي پارك دست اندازي كنند. تبديل بخشي از اراضي پارك به منطقه حفاظت شده در حقيقت، زمينه اقدامات بعدي نظير تعرض را فراهم ميسازد.
اين استاد محيطزيست با اشاره به اينكه پارك تندوره با 35 هزارهكتار تنها پارك ملي در سراسر شمال خراسان است، ميگويد: اين پارك، الگويي از زيستبومهاي مربوط به شمال شرق ايران است، مجموعهاي كوهستاني كه زيستگاه خاص قوچ وميش اوريال است و نظيرهم ندارد. حال با اين ويژگي منحصر به فرد، اگر امروز جلوي چنين تعرضاتي ايستادگي نشود مطمئن باشيد در آينده نزديك اثري از اين پارك باقي نخواهد ماند.
رياضي درباره جزيرهاي شدن اين پارك خاطرنشان ميسازد: ما در منتهااليه شمال شرق ايران از سرزميني به وسعت بيش از يك ميليون هكتار، 35هزار هكتار انتخاب كرديم با اين هدف كه به آن دست نزنيم، آن را تحت حفاظت اصولي قرار دهيم تا اين منطقه كوچك الگويي از يك سرزمين فراگير باشد كه بايد حفظ و حراست شود براي نسل آينده. اما اگر هر روز بخشي از اين نقطه جزيرهاي را تحت يك عنوان خاص واگذاركنيم يا در آن دخل و تصرف كنيم ديگر چيزي از آن باقي نميماند.
اين كارشناس برجسته محيطزيست، در باره گونههاي وحش موجود در اين پارك يادآور ميشود: اين منطقه خالصترين زيستگاه قوچ و ميش اوريال و كل و بز است و بهدليل شرايط خاص و صخرهاي بودن آن، افزون برآن كه زيستگاه قوچ وميش اوريال است يكي از بهترين زيستگاههاي پلنگ محسوب ميشود. چرا كه علاوه بر موقعيت خاص جغرافيايي و كوهستاني بودن از مناطق سردسير به شمار ميآيد و به همين دليل در اين منطقه گونههاي خاص جانوري عظيمالجثه زيست ميكنند.
زمينه نابودي حيات وحش را فراهم نكنيد
همايون صادقي كه طي سالهاي 79 تا 82 رئيس پارك ملي تندوره بوده است در باره وضعيت آن روز اين پارك ميگويد: در آن زمان اين پارك هم از نظر گونههاي گياهي و هم از نظر حيات وحش وضعيت بسيار مناسبي داشت. بهطوري كه بارها در هنگام گشت زني در پارك با گلههاي قوچ و ميش و كل و بز برخورد ميكرديم و اين كاملا عادي بود. حتي گلههاي قوچ وميش يا كل و بز از جاده مجاور پارك يعني جاده تيوان- جاده ترانزيت بين قوچان و درگز- گاه قابل رويت بود. تعداد پلنگ هم بسيار زياد بود گرچه به خاطر شب زي بودن اين حيوان امكان سرشماري دقيقي وجود نداشت اما تعداد آنها بالغ بر 50 قلاده تخمين زده ميشد. اين آمار مستند نيست. در آن زمان تعداد اين گوشتخوار نادر به قدري بود كه گاه اسبهاي محيط بانان را شكار ميكردند. اين وضعيت، نتيجه مديريت خوب بود.
وي ميافزايد: هرچه منطقه امنتر باشد جمعيت گونههاي وحش بيشتر ميشود درآن موقع ما بارها دستههاي 5 تايي گرگها را در پارك ميديديم. نكته قابل توجه اينكه وقتي امنيت و شكار خوب با هم توأم باشد زيستگاه مناسبي براي گونههاي وحش فراهم ميشود اين شرايط براي پلنگها وجود داشت. بر اين اساس، هرگونه فعاليت و فعل و انفعالي كه برروي موارد ياد شده اثر بگذارد در واقع تهديدي ميشود براي ادامه حيات امن گونههاي جانوري موجود در پارك.
رئيس سابق پارك ملي تندوره واگذاري بخشهايي از اراضي حاشيهاي اين پارك را مغاير با معيارهاي زيستمحيطي ميداند و خاطرنشان ميسازد: اين واگذاريها تحت هر شرايطي كه باشد آثار مخربي دارد چرا كه باعث جزيرهاي شدن منطقه ميشود. وقتي مناطق جزيره شود وقتي منطقهاي به چند منطقه ديگر راه داشته باشد شكارها ميتوانند از جايي به جاي ديگر گدار كنند اما اگر اطراف منطقه واگذار شود راههاي گدار وحش قطع ميشود و ناگزير به ماندن در همان منطقه ميشوند. اين بزرگترين لطمه را به جمعيت حيات وحش و بقاي آنها وارد ميكند، زيرا با بروز خشكسالي شرايط زيستي براي گونههاي وحش نامساعد ميشود و وقتي امكان رفت وآمد به مناطق ديگر از آنها سلب شود در واقع زمينه نابودي آنها فراهم ميشود.
صادقي تصريح ميكند: با واگذاري و تغييركاربري اراضي اطراف تندوره به كشاورزي، ديم و باغداري از وسعت اين پارك كاسته ميشود كه به جزيرهاي شدن پارك ميانجامد. در نتيجه گونههاي وحش ناگزير به عبور از زمينهاي كشاورزي ميشوند. در اين اراضي تعدادي از آنها را با تله و سم ميكشند و تعدادي را نيز با سگ و تفنگ شكار ميكنند. بهويژه در زمستانها و هنگام بارش برف كه حيوانات با كمبود آذوقه مواجه ميشوند سگهاي گله بلاي جان حيوانات ميشوند و آن قدر آنها را دنبال ميكنند كه از حركت باز ميمانند و بدين ترتيب غذاي دامداران محلي ميشوند. اين صدمات با واگذاري اراضي و كوچك شدن محيط دو چندان ميشود.
صادقي از قوچ وميش اوريال بهعنوان شاخص حيات وحش در تندوره نام ميبرد و ميگويد: اينگونه حيات وحش در سراسر ايران بينظير است، هر چند كه از زنجان تا گلستان قوچ و ميش نژاد البرز مركزي وجود دارد ولي از گلستان به سمت شرق، نژاد قوچ و ميشها خالصتر ميشود كه همان قوچ وميش اوريال است اين نژاد زيباترين نوع قوچ وميش به شمار ميآيد. پلنگ در درجه دوم و گرگ پس از آن مهمترين گونه حيات وحش موجود در پارك ملي تندوره است. گربه پالاس و جنگلي، سمور سنگي، و پرندگاني چون هما، كبك، تيهو و قرقاول اهميت تندوره را صد چندان ميكنند.
واگذاري از نظر مسئولان
علي تقي پور، معاون طبيعي وتنوع خراسان رضوي، در باره واگذاري اراضي تندوره ميگويد: كلا 28 هزار متر مربع از اراضي پارك محل اختلاف محيطزيست با كشاورزان است كه به شكايت كشاورزان رسيدگي و موضوع به شوراي حل اختلاف محول شده است.
وي ميافزايد: ما داريم پيگيري ميكنيم تا اين اراضي را پس بگيريم. اما از آنجا كه سند پارك به نام منابع طبيعي است ما در واقع قائم مقام هستيم به همين دليل موضوع را با هماهنگي منابع طبيعي پيگير هستيم تا با برگرداندن اين اراضي مانع از باب شدن چنين روندي شويم.
بیانیه سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان برای نجات چهارباغ و میراث تاریخی فرهنگی اصفهان

نصف جهان این روزها شاهد اتفاقات ناگواریست ، آلودگی های زیست محیطی ناشی از صنایع امان زیستمندان شهر را بریده است ، زاینده رود به جوی فاضلاب تبدیل شده است و اگر روند کنونی مدیریت منابع آبی ادامه پیدا کند در کمتر از یک دهه آینده بطور کلی نابود خواهد شد ، حریم طبیعی شهر مورد تجاوز ساختمانها قرار گرفته و بر اساس آمار ها بیماریهای ناشی از آلودگی آب و هوا در حال گسترش است .
این اخبار در کنار اخبار پراکنده از تخریب و تهدید میراث گهربار فرهنگی دل هر دوستدار محیط زیست را به درد می آورد و مسئولیت سنگینی بر دوش هر کدام قرار می دهد.
چهار باغ عباسی و سی وسه پل از ماندگارترین آثار تاریخی اصفهان هستند که نقش تاثیرگذاری بر شکل گیری هویت فرهنگی اصفهان داشته اند . متاسفانه این روزها اخبار دردناک و غیر قابل باوری از عبور تونل مترو از زیر خیابان چهارباغ عباسی شنیده می شود و همه اینها در حالیست که طبق مصوبات شورای عالی ترافیک کشور و بر اساس نظرات کارشناسان دستور بر عبور مترو اصفهان از زیر خیابان شهید شمس آبادی در سال 1381ونیز دستور مبنی بر دور کردن مترو از خیابان چهار باغ عباسی و سی وسه پل در سال 1385 نیز صادر گردیده است.
بی شک عبور مترو از محور چهارباغ علاوه بر خسارات جبران ناپذیر برای میراث فرهنگی و تاریخی اصفهان ، به سبب ایجاد تغییرات گسترده جمعیتی و تغییر بافت شهری سبب بر هم خوردن پایداری اکولوژیکی منطقه خواهد شد .
مدیریت طبیعت ستیز شهری طی سالهای گذشته باعث نابودی عناصر طبیعی شهر نظیر بیشه ناژوان ( ریه شهر) ، باغات اطراف شهر و مادی ها شده است و عبور مترو از چهار باغ عباسی آسیبهای جدی را به خیابان چهارباغ وارد خواهد کرد .
در شهر اصفهان نیز معماری در کنار فضاهای سبز به شهرت رسیده اند. عمارت هشت بهشت بدون توجه به بوستان هشت بهشت و یا ساختان عالی قاپو بدون فضاهای سبز چند صد ساله اش بی رنگ خواهد بود.
همچنین از آنجایی که مساله عبور مترو از بافت تاریخی اصفهان و خیابان چهار باغ چند سالی است دغدغه شهروندان اصفهانی را برانگیخته است و مسئولان مختلف شهر با فریب و دروغ و همچنین وقت کشی و عدم شفاف سازی مسایل مختلف این طرح در پی آن هستند تا توان حامیان و فعالان میراث فرهنگی و طبیعی و محیط زیست را در برابر عمل انجام شده عبور مترو از چهار باغ تضعیف نمایند، سازمانهای غیر دولتی زیست محیطی اصفهان با شعار (حفظ میراث فرهنگی و طبیعی وظیفه همه ماست) در کنار دیگر شهروندان اصفهانی ضمن مخالفت جدی با عبور مترو از محور چهارباغ خواستار پایبندی مسئولان پروژه قظار شهری به نظرات کارشناسان ، اجرای دستورات کارشناسان شورای عالی ترافیک کشور و احترام به دستور بازپرس شعبه 5 دادگستری اصفهان هستند.
همچنین می بایست مسئولان بلند پایه کشوری با پیگیری این مسائل علاوه بر معرفی فریب کاران و قانون شکنان برنامه مدونی برای جبران تخریب های صورت گرفته ارائه دهند.
عذرخواهی از تاریخ و نسل های آینده را نیز به وجدان های بیدار مسئولان واگذار می کنیم.
منبع:زیستا


